شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) را به محضر مقدس حضرت ولیعصر (عج) و تمامی شیعیان جهان تسلیت و تعزیت عرض می نمایم .
ضمن عرض پوزش از دوستان این وبلاگ در حال حاضر در دست تعمیر است .
وقت ظهور را تعيين نكردن و تكذيب وقتگذاران
حكمت الهى بر اين است كه وقت ظهور صاحب الامر را پيش از فرا رسيدن آن از بندگانش مخفى بدارد، به خاطر امورى كه بر ما پوشيده است، و بعضى از آنها از اخبار ائمه اطهارعليه السلام استفاده مىشود، كه ان شاء اللَّه تعالى به آنها اشاره خواهيم كرد.
زيرا كه علم به آن از اسرار اللَّه است كه از خلق خود مستور داشته، چنانكه در دعايى كه از آن حضرت به دست شيخعَمْرىقدس سره روايت رسيده چنين آمده است: خدايا تو عالِمى بدون تعليم به آن وقتى كه صالح امر حكومت ولّى تو است، در اينكه به او فرمان دهى امر خود را اظهار نمايد و پرده غيبتش را كنار زند، پس مرا بر انتظار آن صبر ده تا دوست ندارم آنچه به تأخير انداختهاى جلو بيفتد و آنچه را تعجيل بخواهى من به تأخيرش مايل نباشم، و هر چه تو در پرده قرار دادهاى افشايش را نطلبم، و در آنچه نهان ساختهاى كاوش ننمايم، و در تدبير امور جهان با تو كه همه مصالح را مىدانى به نزاع نپردازيم... .. و در كتاب حسين بن حمدان به سند خود از مفصَّل بن عمر آورده كه گفت: از سرورم حضرت ابى عبداللَّه امام صادقعليه السلام پرسيدم: آيا ظهور مهدى منتظر وقت معيَّنى دارد كه مردم آن را بدانند؟ فرمود: حاشا كه خداوند براى آن وقتى تعيين كرده باشد يا شيعيان ما براى آن وقتى معين كنند. گويد: عرضه داشتم: اى مولاى من اين از چه جهت است؟ فرمود: زيرا كه آن همان ساعت است كه خداى عز و جل فرموده:
يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّه وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ؛ [1]
اى رسول ما از تو درباره آن ساعت مىپرسند كه كى خواهى بود بگو علم آن نزد پروردگار من است كه جز او آن ساعت را ظاهر و روشن نتواند كرد شأن آن ساعت در آسمانها و زمين سنگين و عظيم است، جز ناگهانى شما را نيايد از تو مىپرسند كه گويى تو كاملاً بدان آگاهى بگو علم آن ساعت محقَّقاً نزد خدا است ليكن اكثر مردم بر اين حقيقت آگاه نيستند.
ÇÏÇãå ãØáÈ...

نماز هدیه به حضرت
در توسل به حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومين علیه السلام، به وسيله نماز و هديه كردن نماز خود به آنان، ايام هفته را به هر امامى تقسيم كرده اند.
براى روز جمعه، هشت ركعت ذكركرده اند؟ چهار ركعت براى رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و چهار ركعت براى حضرت حجت ارواحنا له الفداء.
در روايتى آمده است: كسى كه ثواب نماز خود را چه فريضه، چه نافله براى رسول خدا و اميرالمؤمنين و اوصياى پس از او هديه كند، خداوند ثواب نمازش را دو برابر مى كند و هنگام جدايى روح از بدنش، او را به خاطر چنين هديه اى بشارت مى دهند.
بهتر آن است كه در اين نمازها، تسبيح ركوع و سجود را سه مرتبه بگويد و پس از آن بگويد:
و صلى الله على محمد و آله الطیبن الطاهرین و بعد از هر دو ركعت بگويد: اللهم انت السلام و منلک السلام و الیک یعود السلام حینا ربنا منک بالسلام اللهم ان هذه الركعات هدية منى الى فلان كن فلان و نام آن حجت را ببردكه هديه براى اوست صل على محمد و آل محمد وبلغه ایاها واعطنی افضل املى و رجائی فیك و فى رسولک صلواتك علیه و آله و فیه. آن گاه دعا كند، هر چه راكه خواست. [1]
نماز هديه به آن حضرت به گونه مخصوص در وقت معيّن
و اين را در جمال الاسبوع روايت كرده كه:
مستحب است آدمى روز جمعه هشت ركعت نماز گزارد، چهار ركعت را به رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم هديه نمايد و چهار ركعت را به فاطمه زهراعليها السلام هديه كند، و روز شنبه چهار ركعت نماز بگذارد و آن را به اميرالمؤمنينعليه السلام هديه نمايد، و همين طور هر روز از هفته به يكى از امامانعليهم السلام هديه كند تا روز پنجشنبه كه چهار ركعت را به حضرت جعفر بن محمد صادقعليهما السلام هديه نمايد، سپس روز جمعه نيز هشت ركعت نماز بگزارد كه چهار ركعت آن را به رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم، و چهار ركعت ديگر را به حضرت فاطمهعليها السلام هديه نمايد، سپس روز شنبه چهار ركعت را به موسى بن جعفرعليه السلام هديه نمايد، و بين دو ركعت از اين نمازها اين دعا را بخواند:
اَللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ وَمِنْكَ السَّلامُ وَإِلَيْكَ يَعُودُ السَّلامُ حَيِّنا رَبَّنا مِنْكَ بِالإِسْلامِ. اَللَّهُمَّ إِنَّ هذِهِ الرَّكَعاتِ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلى فَلانِ بْنِ فُلانٍ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَبَلِّغْهُ إِيّاها وَأَعْطِنِي أَمَلِي وَرَجآئِي فِيكَ وَفِي رَسُولِكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ؛
بار خدايا! تو سلامت دهنده و سالم از هر عيب هستى، و سلامت از تو است و به تو منتهى مىشود. اى پروردگار ما! با سلام ما را تحيّت گوى.
بار خدايا! اين ركعتها ى نماز هديهاى از من به... فرزند... [2] است، پس بر محمد و آل محمد درود فرست، و اين هديه را به او برسان ،و اميد و آرزويم را درباره تو و رسول تو - كه درود تو بر او و آلش باد - به من عطا فرماى.
[1] نجم الثاقب باب هفتم.
[2] به جاى نقطهچينها نام معصوم و نام پدرش گفته مىشود. هنگام خواندن دعا در متن عربى به جاى فلان به فلان لازم است اين كار انجام شود. (مترجم).
برگرفته از سایت مهدی نت

بررسي سيره حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در دفاع از ولايت
حضرت فاطمه زهرا (س) اولين آغازگر مبارزه با فتنه
در تمامي دورانها، ولايت مورد هدف تمامي دنياطلبان براي رسيدن به اهداف شوم خود بوده است و حضرت زهرا(سلاماللهعليها) به عنوان اولين حامي و مدافع ولايت، آغازگر دفاع از حريم ولايت ميباشد.
حضرت فاطمه زهرا(س) اولين آغازگر مبارزه با فتنه
امامت و ولايت در اسلام، از پايـه هاى اصلى اعتقاد و زيربناى زندگى سياسى، اجتماعى و فـرهـنـگى انسان ها به شمار مى آيد. مسلمانان با مذاهب مختلف و نظرات گوناگون، در ضرورت امامت و رهبرى اتفاق نظر دارند. امّا ولايت در باور شيعه از جايگاه بلند و رفيعى برخوردار است تـا جـايـى كه از نماز، روزه، حج و جهاد نيز برتر و بالاتر است.
در تمامي دوران ها، ولايت مورد هدف تمامي دنيا طلبان براي رسيدن به اهداف شوم خود بوده است و حضرت زهرا ( سلام الله عليها) به عنوان اولين حامي و مدافع ولايت، آغازگر دفاع از حريم ولايت مي باشد.
دفاعيات و مبارزات حضرت زهرا (سلام الله عليها) از آن جهت مهم و سرنوشت ساز است كه الگويى براى مبارزه وجود نداشت و ايشان خود طراح مبارزه با تحريف و ترسيم كننده ي نقشه ي دفاع از ولايت شد و چون سياست مداري قهرمان در صحنه، ظاهر شد.
نقش حضرت زهرا (سلاماللهعليها) در سياست سكوت اعتراض آميز
پس از رحلت نبى اكرم(صلي الله عليهو آله)، اميرالمؤمنين(عليه السلام) سياست سكوت اعتراض آميز و در عين حال همراه با همكارى حساب شده با خلفا را به عنوان بهترين راه نجات امت اسلامى از هلاكت و گمراهى برگزيد. دليل اين امر را در موارد زير مى توان يافت:
ÇÏÇãå ãØáÈ...
ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن
زيرا كه شهرت ، آفت است و ناشناس ماندن ، راحت . و در كافى از امام صادقعليه السلام روايت آمده كه فرمود: چنانچه بتوانى طورى زندگى كنى كه هيچ كس تو را نشناسد اين كار را بكن. و در كتاب كمال الدين به سند صحيحى از امام باقرعليه السلام آمده كه فرمود: زمانى بر مردم خواهد رسيد كه امام آنان از ايشان غايب شود، خوشا به حال آنان كه بر امر ما پايدار بمانند.
در آن زمان ، كمترين چيز از ثواب كه به آنها رسد اينكه ، خداوند متعال ايشان را ندا كند: بندگان و كنيزان من ، به سِرّ من ايمان آورديد و غيب مرا تصديق كرديد، پس بشارت باد شما را به ثواب نيك از من؛ اى بندگان و كنيزانم حقا كه از شما قبول مىكنم و شما را عفو مىنمايم ، و شما را مىآمرزم، و به شما بندگان را از باران سيراب گردانم، و بلا را از آنان دفع نمايم، و اگر شما نبوديد عذابم را بر آنها نازل مىكردم.
جابر گفت: عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! بهترين كارى كه مؤمن در آن زمان انجام دهد چيست؟ فرمود: حفظ زبان و خانه نشينى است. [1]
و در نهجالبلاغه از امير المؤمنينعليه السلام آمده كه در يكى از خطبهها فرمود:
وَذلِكَ زَمانٌ لا بَنْجُو فِيهِ إِلّا كُلُّ مُؤْمِنٍ نُومَةٍ إِنْ شَهِدَ لَمْ يُعْرَفْ وَإِنْ غابَ لَمْ يُفْتَقَدْ أُولئِكَ مَصابِيحُ الهُدى وَأَعْلامُ السُّرى لَيْسُوا بِالمَسايِيحِ وَلَا المَذايِيعِ البُذُرِ أُولئِكَ يَفْتَحُ اللَّهُ لَهُم أَبْوابَ رَحْمَتِهِ وَيَكْشِفُ عَنْهُمْ ضَرّآءِ نَقْمَتِهِ. أَيُّهَا النّاسُ سَيَأْتِي عَلَيْكُم زَمانٌ يُكْفَأُ فِيهِ الإِسْلامُ كَما يُكْفَأُ الإِنآءُ بِما فِيهِ... ؛ [2]
ÇÏÇãå ãØáÈ...

مهیّا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب
تا آن حضرت را يارى كند و به حضورش شرفياب گردد، پس در اينجا دو مطلب بحث مىشود:
مطلب اوّل: ذكر فضيلت مهيّا كردن سلاح.
مطلب دوّم: بيان آنچه بر مرابطه و مهيا كردن اسب آماده باش بودن دلالت دارد، معنى و اقسام مرابطه نيز در اين مطلب ياد مىشود.
مطلب اوّل: روايتى كه نعمانى به سند خود از امام صادقعليه السلام آورده بر آن دلالت دارد، كه آن حضرت فرمودند: لِيُعِدَّنَّ أحَدُكُمْ لِخُرُوج القائِمعليه السلام وَلَوْ سَهْماً فَإنَّ اللَّهَ تَعالى إذا عَلِمَ ذَلِكَ مِنْ نِيَّتِهِ رَجَوْتُ لِأن يُنْسِئَ فِي عُمُرِهِ؛ هر يك از شما براى خروج حضرت قائم ارواحنا له الفداء سلاحى مهيّا كند هر چند كه يك تير باشد، كه خداى تعالى هرگاه بداند كه شخص چنين نيتى دارد اميدوارم عمرش را طولانى كند. [1]
مىگويم: آنچه درباره فرموده امامعليه السلام: لِأنْ يُنْسِئَ فِي عُمُرِهِ در نظرم مىآيد اين است كه خداى تعالى به سبب اين عمل عمرش را طولانى مىنمايد، خواه اينكه عمرش آنقدر طولانى بشود كه زمان ظهور حضرت قائم ارواحنا له الفداء را دريابد يا نه، و إنساء در لغت به معنى تأخير است. و شيخ كلينىرحمه الله در روضه كافى به سند خود از ابوعبداللَّه جعفى روايت آورده كه گفت: حضرت ابوجعفر محمد بن على امام باقرعليه السلام به من فرمودند: منتهاى زمان مرابطه نزد شما چند روز است؟ عرضه داشتم: چهل روز.
ÇÏÇãå ãØáÈ...

منتظر
امت اسلامى در برخى روايات به عنوان امت منتظِر ناميده شده است؟ چون هميشه آن ها در انتظار مهدى موعود ارواحنا له الفداء به سر مى برند. امام صادق علیه السلام به ابو بصير در ضمن روايتى در این باره مى فرمایند: اى ابوبصير خوشا به حال شيعيان و پیروان قائم ما اهل بيت. چون آن ها در زمان غيبت او منتظر ظهور او هستند و وقتى آن حضرت ظهور نمایند، در زمان ظهورش مطيع و فرمانبردار او خواهند بود.آنان اولياى خدایند و هيچ ترس و اندوهى بر آن ها وجود ندارد. [1]
در بسيارى ديگر از روايات و تعابير دعاها، از خود امام زمان ارواحنا له الفداء با لقب منتظِر ياد شده است. [2]
به عنوان مثال در دعاى روز عيد فطر عبارتى به این صورت به چشم مى خورد: اللهم، صل على ولیک النتظر امرک المنتظر لفرج اولیائک ...
بار خدايا بر ولی خودت درود فرست؟آن ولى كه منتظِر فرمان توست و همواره در آرزوى گشايش كار دوستان تو در حال انتظار به سر مى برد. [3]
بر این اساسى چون امام منتظر مانند مردم، خود نيز در انتظار صدور اذن الهى به سر مى برد تا قيام نموده و جهانِ گرفتار در بند و جور ستم ستمگران و ظالمان را از وضع نابسامانى كه دارد رهايى بخشد و اهدافْ بلند انبياى الهى را، كه همانا هدايت وكمال پيداكردن مردم جهان است، محقق سازد، لذا به این جهت او را هم منتظِر مى نامند .
او انتظار مى كشد تا لحظه ظهور فرا رسد و به این ترتيب دوران رنج و اندوه بشر پايان یابد و حاكميت ارزش هاى الهى و فضيلت اخلاقى در سرتاسر عالم تحقق پيدا كند و از این رهگذر زمينه تعالى معنوى و رشد كمالات واقعى انسان فراهم شود.
آن حضرت در برخى از دعاهاى عارفانه اى كه از ایشان به يادگار مانده است، آرزوها و اهداف خود را بيان كرده و شوق و اشتياق غير قابل وصف خود را براى تحقق يافتن ظهور به نمايش گذاشته اند.
در يك مورد آن حضرت مى فرمایند: پروردگارا بر محمد و آل محمد درود فرست و دوستانت را با تحقق بخشيدن به وعده هايى كه به آنان داده اى گرامى بدار و آنان را به آرزوهايى كه داشته اند برسان؟ زيرا كه مهلت حاكميت ستمگران در نظر ما به پايان رسيده است وما از آن چه كه خشمگين هستى، خشمگينيم و همواره در يارى حق كوشاييم.
ما به صدور فرمان تو مشتاقيم و چشم به راه تحقق وعده هايى كه داده اى هستيم. خداوند به این قيام اذن صادر كن و راه هاى آن را هموار ساز و تحقق شايسته آن را آسان گردان. برنامه آن را به ما بياموز و سپاهيان و ياوران این قيام را تائيد كن . قدرت و توانايى ات را به ستمگران و زورگويان هر چه زودتر آشکار ساز و شمشير انتقامت را به سر دشمنان كينه توز فررد آور... [4]
باز در جاى ديگر مى فرمايد: اى نور روشنايى ها و اى تدبركننده كارها... براى من و پیروانم در سختى ها گشايشى قرار بده و از غم ها و اندوه ها راه نجاتى فراهم ساز.. . خداوندا وعده هايى كه به من داده اى تحقق بخش.. . وفرج مرا زودتر برسان و به قدرت و نصرتت فتح بزرگ را نصيب گردان. [5]
نتیجه آنكه: از ديد روايات در جامعه اسلامى عصر غيبت، هم امام و هم امت، هردو منتظرند. امت در انتظار امام خود است و مى خواهد هر چه زودتر او از پس پرده غيب به در آيد و راه نجات از نابسامانى ها را به انسان بياموزد و امام نيز در حال انتظار به سر مى برد، تا اجازه ظهورش فرا رسد، تا انقلاب حيات بخش خود را آغاز كند و به آرمان هاى انبيا و اولياء كه ستمگران مانع تحقق آن ها در طول تاريخ بشريت شده اند، جامه عمل بپوشانند. [6]
[1] بحارالانوار ج 52 ص 150.
[2] نجم الثاقب باب دوم.
[3] مكيال المكارم، ج 2، ص 81.
[4] بحا رالانوا ر ج85ص 233.
[5] همان .
[6] نشريه موعود شماره 32، ص 65.
برگرفته از سایت مهدی نت

مقدم داشتن خواسته آن حضرت بر خواسته خود
به اينكه در هر امرى كه بر تو وارد مىشود و مىخواهى در آن اقدام كنى، بينديشى كه آيا موافق رضاى آن حضرت است يا مخالف آن؟ پس چنانچه موافق رضاى آن جناب بود آن را انجام دهى و بر آن اقدام نمايى، نه به خاطر هواى نفس خودت، بلكه به جهت موافق داشتن آن با رضاى او و اگر مخالف رضاى او بود آن را واگذارى و با هواى نفست مخالفت كنى، براى اينكه رضاى آن حضرت را به دست آورى، كه اگر چنين بودى نزد آن بزرگوار محبوب خواهى بود و ذكر خيرت بر زبان او و زبان پدران بزرگوارش - سلام اللَّه عليهم اجمعين - جريان مىيابد. و شاهد بر آنچه گفتيم روايتى است كه فاضل محديث نورىقدس سره در كتاب نفس الرَّحمن به نقل از كتاب امالى شيخ طوسىقدس سره به سند خود از منصور بزرج [1]آورده كه گفت: به حضرت ابى عبداللَّه امام صادقعليه السلام عرضه داشتم:
اى سرور من، چه بسيار از شما ياد سلمان فارسى را مىشنوم؟ فرمود: مگو سلمان فارسى، بلكه بگو: سلمان محمدىصلى الله عليه وآله وسلم آيا مىدانى چرا بسيار از او ياد مىكنم؟ عرض كردم: نه، فرمود: براى سه صفت:
يكى: مقدم داشتن خواسته اميرمؤمنانعليه السلام برخواسته خودش.
و دوّم: دوست داشتن فقرا، و برگزيدن آنها بر اهل ثروت و مكنت.
و سوّم: دوست داشتن علم و علما، همانا سلمان بنده صالح درستكار مسلمانى بود، و از مشركين نبوده است. [2]
مىگويم: در اين صفات و آنچه از آثار نيك بر آنها مترتب مىشود تأمل كن، و از جمله آن آثار اينكه امامانعليه السلام صاحب اين صفات را دوست مىدارند و مدح كنند و بستايند، و به اين حديث شريف عمل كن تا به سعادت دنيا و آخرت نايل شوى. خداوند، من و شما برادران مؤمن را توفيق دهد كه او به بندگانش نزديك و اجابت كننده دعا است.
[1] مىگويم: او منصور بن يونس است و بزرج معرَّب بزرگ است و از شيخ و كشى حكايت شده كه او واقفى بوده و نص بر حضرت رضاعليه السلام را انكار مىكرده، ولى روايت كردن بزرگانى همچون ابن ابى عمير و غير او از وى، از امورى است كه شاهد بر وثاقت اوست، لذا بعضى از علماى رجال او را از ثقات برشمردهاند. و اللَّه تعالى هو العالم. (مؤلف).
[2] بحار الانوار، 227/22، ح 33.
برگرفته از سایت مهدی نت

مراقبه
مراقبه به اين معنا است كه مؤمن درتمام اعمال و در هر سخن خود، مراقب باشد و بداندكه حضرت مهدى ارواحنا له الفداء همه جا با اوست و هيچگاه او را فراموش نمى نمايد .
زیرا حضرت فرموده است: همانا بر احوال و اخبار شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده نيست [1] و نيز فرموده: ما از رسيدگى و سرپرستى شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را فراموش نكرده ايم. [2]
مراقبه، يكى از وظايف انسان منتظر در دوران غيبت است. براساس روايات، اعمال شيعه بر امام زمان ارواحنا له الفداء عرف مى شود، به ويژه در روزهاى دوشنبه، پنج شنبه [3] در اين صورت بر شيعه لازم است، مراقب باشد و عملى را مرتكب نشود كه حين عرضه اعمال، باعث شرمندگى او نزد امام شده و آن وجود نازنين را برنجاند .
[1] احتجاج ص497 بحار الانوار ج53ص174.
[2] بحار الانوارج53ص174.
[3] نجم الثاقب باب یازدهم بصائر الدرجات ص 426.
برگرفته از سایت مهدی نت
مرابطه
مرابطه اين است كه شخص مؤمن براى جلوگيرى از هجوم و نفوذ مشركان و كافران، در مرزهاى كشور اسلامى و يا هر موضعى كه از آن احتمال بروز حمله اى عليه مسلمانان مى رود، به حال آماده باش و در كمين به سر برد [1] به تعبيرى، مرزدارى است.
اين عمل در زمان غيبت امام معصوم علیه السلام مستحب بوده و فضيلت هاى بسيارى براى آن شمرده شده است.
راوى مى گويد: امام باقر علیه السلام به من فرمودند: منتهاى زمان مرابطه نزد شما چند روز است عرضه داشتم: چهل روز. حضرت فرمودند: ولى مرابطه ما مرابطه اى است كه هميشه هست. [2]
علامه مجلسى درشرح اين فرمايش امام مى فرمايد: بر شيعيان واجب است كه خود را بر اطاعت امام برحق و انتظار فرج او، ملتزم سازند و براى يارى نمودنش مهیا باشند. [3]
شيخ محمد حسن نجفى در كتاب جواهر كلام در شرح اين روايت مى نویسد : مرابطه در اين روايت به معناى انتظار فرج در تمام ساعات شبانه روز است؟ هم چنان كه در بعضى از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است، نه مرابطه مصطلح در فقه. [4]
مرابطه سه قسم دارد:
1- نگهداشتن سلاح و اسب و مانند اين ها، در انتظار ظهور امام زمان ارواحنا له الفداء و به اميد يارى دادن ايشان در زمان ظهور است. اين عمل از مستحبات دينى است.
2- همان مرابطه مصطلح دركتاب جهاد است كه تعريف آن در آغاز بحث آمده است. كمترين زمان اين مرابطه سه روز و بيشترين آن چهل روز است. اين مرابطه نيز چه در زمان ظهور و چه غیبت، مستحب است.
3- اين است كه مؤمن با امام زمان خود مرابطه داشته باشد، يعنى خود را به رشته ولايت او ببندد و مرتبط سازد. امام صادق علیه السلام فرمودند: بر معصيت ها صبر كنيد و در شكيبايى و استقامت در انجام واجبات بر يكديگر پيشى بگيريد و با امامان خود مرابطه داشته باشيد. [5]
رمز اين كه شيعه بايد هر لحظه آماده يارى امام خود باشد، شايد اين است كه زمان ظهور براى ما مشخص نيست و هر زمان كه اراده خداوند تعلق بگيرد، ممكن است ظهور واقع شود.
[1] بحارالانوار ج 52 ص 390.
[2] غیبة طوسی ص 240 ذیل آیه 55 سوره نور.
[3] مراة العقول، ج 26 ص582.
[4] جواهر الکلام ج21 ص43.
[5] بحارالانوار ج 24 ص 220.
برگرفته از سایت مهدی نت
مداومت به خواندن دعای غریق
مداومت كردن بر خواندن دعايى كه شيخ صدوق به سند خود، از عبد اللَّه بن سنان روايت كرده كه گفت: حضرت ابوعبد اللَّه امام صادقعليه السلام فرمود: پس از اين، شبههاى شما را خواهد رسيد، كه بدون نشانه ديده شدنى و امام هدايت كنندهاى خواهيد ماند و از آن نجات نمىيابد، مگر كسى كه دعاى غريق را بخواند.
راوى گويد: عرضه داشتم: دعاى غريق چگونه است؟ فرمود: چنين بگويد: يا اَللَّهُ يا رَحْمنُ يا رَحِيمُ يا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلى دِينِكَ؛ اى خداوند! اى رحمان! اى مهربان! اى دگرگون كننده دلها! دل مرا بر دينت پايدار كن.
راوى گويد: من گفتم: يا اَللَّهُ يا رَحْمنُ يا رَحِيمُ يا مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالأَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلى دِينِكَ. فرمود: البته خداوند دگرگون كننده دلها و ديدهها است، ولى همينطور كه من مىگويم، تو نيز بگو: يا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلى دِينِكَ. [1]
و شيخ نعمانى در كتاب الغيبة به سند خود، از حمّاد بن عيسى، از عبد اللَّه بن سنان روايت آورده كه گفت: من با پدرم به محضر امام ابوعبد اللَّه صادقعليه السلام شرفياب شديم، پس آن حضرت فرمود: چگونه خواهيد بود اگر در حالى واقع شديد كه امام هدايتگر و نشانه آشكارى ديده نشود؟ كه از آن حيرت و سرگردانى نجات نيابد، مگر كسى كه به دعاى غريق يا حريق دعا كند. پدرم گفت: به خدا سوگند! اين بلا است. پس فدايت شوم! در آن هنگام چگونه رفتار كنيم؟ فرمود: هرگاه چنان شد - و تو آن زمان را درك خواهى كرد - به آنچه در دست داريد از عقيده راستين متمسّك شويد، تا آنكه امر برايتان به خوبى روشن شود. [2]
[1] كمالالدين، 351/2.
[2] غيبت، 81.
برگرفته از سایت مهدی نت

محبوب کردن حضرت
از تكاليف بندگان در عصر غيبت ، محبوب كردن حضرت مهدى ارواحنا له الفداء در ميان مردم است . به دلالت عقل ، هركس محبتش واجب و نيكو است ، سزاوار است او را محبوب كنيم.[1]
در روايتى آمده است : خداوند رحمت كند بنده اى كه ما را نزد مردم محبوب نمايد و ما را در معرض دشمنى و كينه توزى آنان قرار ندهد. [2]
از امام صادق علیه السلام روايت شده كه : خداوند رحمت كند بنده اى راكه مودت مردم را به سوى ما مى كشاند. [3]
[1] مكيال المكارم ج2 ص 205 (ترجمه سيد مهدى حائرى قزوينى).
[2] كافى، ج 8 ص 229.
[3] مجالس صدوق ص 61.
برگرفته از سایت مهدی نت

محبت حضرت
محبت امام زمان ارواحنا له الفداء ، كه همان محبت خدا مى باشد "مَن آحبكم فقد احب الله" هم جنبه موضوعيت دارد ، هم جنبه طريقيت.
محبت و عشق به آن بزرگوار موضوعيت دارد ، يعنى نفس و ذات اين محبت و اظهار عشق و نياز به آن محبوب ، مطلوب و ممدوح حضرت حق است . چنانكه در احاديث و روايات ائمه معصومين علیه السلام ، از طريق عامه و خاصه بر آن تاكيد شده است . زَمَحشَرى در تفسير آيه : قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی ، [1] اين حديث را نقل مى كند:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : هركه با دوستى آل محمد بميرد ، شهيد مرده است؟ بخشوده از عذاب مرده است .
هركه با دوستى آل محمد بميرد ، فرشته مرگ او را بشارت مى دهد و سپس منكر و نكير نيز او را به بهشت بشارت مى دهند.
هركه با دوستى آل محمد بميرد او را معزز و محبوب به سوى بهشت مى برند . آنگونه كه عروس را معزز و محبوب به خانه داماد مى برند.
هركه با دوستى آل محمد بميرد ، خداوند قبر او را زيارتگاه فرشتگان رحمت قرار مى دهد . هر كه با دشمنى آل محمد بميرد ، روز قيامت در حالى وارد مى شود كه بر پيشانى او نوشته است : مأيوس از رحمت خدا هر كه با دشمنى آل محمد بميرد ، كافر مرده است . هركه با دشمنى آل محمد بميرد ، بوى بهشت را استشمام نمى كند. [2]
از روايت فوق و ده ها روايت ديگر چنين برداشت مى شود كه نفس محبت اهل بيت علیه السلام ، داراى ارزش و اعتبار فوق العاده مى باشد . تا آن جا كه در برخى از روايات آمده است كه از همه عبادت ها بالاتر است . چنانكه در روايتى از امام صادق علیه السلام مى خوانيم : بالاتر از هر عبادتى ، عبادتى است ، و محبت اهل بيت علیه السلام برترين عبادت هاست . [3]
و اما محبت امام زمان طریقيت دارد ؟ وقتى فردى محب يك انسان كامل مانند حضرت ولى عصر ارواحنا له الفداء مى شود ، طبيعى است كه لازمه اش تبعيت محب از محبوب و نتيجتاً متصَف گشتن محب به صفات محبوب است .
چنانكه اهل معرفت مى گویند : تأثير نيروى محبت درپیراستن جان از رذائل ، و آراستن آن به فضايل ، از قبيل تأثير مواد شيميايى بر روى فلزات است كه همچون اكسيرى دفعتاَ فلزى را مبدل به فلز ديگر مى سازد . و يا مانند سيم برقى كه از وجود محبوب به محب اتصال مى يابد و يك جا و با سرعت ، تمام صفات محبوب را به محب انتقال مى دهد.
بنابراين اگر ديديم مدعى محبت به كسى ، عارى از صفات محبوب ، بلكه متصف به صفات ضد صفات اوست ، طبيعى است كه در صدق ادعاى وى دچار ترديد شويم و احيانا تكذيبش كنيم .
چنانكه در روايتى كه شيخ كلينى ، به اسناد خود از امام صادق علیه السلام ، نقل مى كند ، آمده است : ما اساس هر خوبى و خيرى هستيم و هر چه نيكى است از فروغ ماست... و دشمنان ما ، ريشه و اصل هر شر و بدى هستند . و هر چه پليدى و زشتى است از شاخه هاى شجره خبيثه آن هاست .. بنابراين دروغ گفته است كسى كه پنداشته است كه با ماست ، در حالى كه او به گواهى اعمال زشتش وابسته به فروع غير ماست از پيوند خوردگان به درخت ناپاک دشمنان ماست. [4]
اين حديث شريف ، هشدارى به دوستان و منتظران حضرت ولى عصر ارواحنا له الفداء مى دهدكه در اعمال خود بيانديشند و بنگرند كه رفتار و گفتارشان مشابهت با محصول كداميك از آن دو درخت خبيث و طیب دارد. [5]
[1] سوره شورى، 23.
[2] قسمتى از زيارت جامعه كبيره .
[3] بحارالانوارج 27 ص 91.
[4] كافى ج 8 ص 243.
[5] نشريه موعود شماره 11 و 10 ص 46.
برگرفته از سایت مهدی نت

دیرگاهی دور و دراز ، زمین در انتظار بود و آسمان ، بیقرار ، کعبه ، آکنده از ازدحام ناخدایان کر و کور بود ؛ خانهها تهی از آوای شوق و شور ، و دختران بیگناه ، آرمیده در زیر خروارها خاک خاموش و سرد هزارها گور !
دشتها خسته بودند ، جنگلها بیخورشید ، کوهها ابری ، آسمان خاکستری و فصلها سر در گریبان . چشمهها تشنه بودند ، آفتاب غمگین ، پنجرهها خاموش ، جادهها سوگوار و آدمیان ، سرگشته و حیران . کوچهها غریب بودند ، لحظهها سنگین ، نگاهها منتظر ، زمین بیپناه و دلها و جانها بیسر و سامان .
و ناگهان ، بهار از راه رسید ؛ همچون خورشید ، و آتشکده «فارس» خاموش شد . بتها سرنگون شدند و کنگرههای قصر «کسرا» واژگون... مردی آمد از تبار هابیل ، در ربیع عام الفیل . و درخشید ؛ چندان که نورش به تمامت آفاق رسید و عالم از آن روشن گردید... آمد و پاکیزه بود ، و بیدرنگ به ندای توحید ، زبان گشود .
آمد و «محمد» و «امین» شد
آمد و «محمد» نامیده شد ؛ نامی که پیش از او نبود ! تمام پیامبران و فرشتگان او را میستودند و میستایند ؛ که «کریم» و کرامتش زبانزد خاص و عام بود ؛ چنان که پروردگار بدین وصفش ستود .
در مکه ، چون وی را میآزردند ، به کوهها پناه میبرد و دل و جان به خدا میسپرد . خدیجه علیهاالسلام و علی علیهالسلام همه اینها را میدیدند ؛ اما چون او را مییافتند ، میشنیدند :
«اَللّهُمَّ اهْدِ قَومی فاِنَّهم لا یَعلَمُون ؛ خدایا ! اینان را هدایتگردان ، که نادانند ».
مهرت را در دلهاشان افکن ، که نامهربانند... .
آمد و «رحمت» نامیده شد ؛ برای همه آفریدگان ـ از خوبان و بدان ـ ؛ چندان که به خیل کافران ، روی میآورد و در هدایتشان پافشاری میکرد . رنجها و دردها میکشید ؛ ولی هرگز از مهربانی دریغ نمیورزید .
آمد و «متوکل» نامیده شد ؛ که هماره به خدا اعتماد داشت ؛ نه به دنیا... روزی از دشمنانش کسی در گیر و دار نبردی او را ـ تنها ـ در حالی که خواب بود ، دید ؛ شمشیر بر وی برکشید و پرسید :
ـ چه کسی تو را از دست من نجات میدهد ؟
فرمود : خدا !
سپس آن کافر ، ترسان از این همه صلابت ، دستهایش لرزید و بر زمین فرو لغزید . آنگاه رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله شمشیر در دست ، بازپرسید : کدامین کس ، ناجیات میشود ؟
و صدایی لرزان شنید : بزرگواری شما !
آمد و «امین» نامیده شد ؛ چنانکه «عبداللّه» بود ؛ «مصطفی» و... برترین پیامبر و آفریده است ؛ که آیینش مطابق فطرت آدمیان ، و معجزهاش بیان کننده هر چیز در هر زمان و مکان... و این است سرّ خاتمیت .
ولادت با سعادت نگین انبیاء سیدالمرسلین حضرت محمد مصطفی (ص) را به محضر مقدس آقا امام زمان (عج) و تمامی مسلمین چهان تبریک و شادباش عرض می نمایم .

گريستن و گريانيدن و خود را به گريه كنندگان شبيه نمودن بر فراق آن حضرت
گريستن و گريانيدن و خود را شبيه به گريه كنندگان نمودن در فراق آن حضرت و به جهت مصيبتها و محنتها و اندوههايى كه بر او رسيده است از وظايف مؤمنان است و بر اين دلالت دارد به طور عموم و خصوص روايات متعددى كه در اين باب آمده، از جمله:
1- در مجلّد دهم بحار و غير آن از حضرت رضاعليه السلام آمده كه فرمود: هر آن كس كه مصيبت ما را متذكّر شود، پس به خاطر آنچه بر ما وارد شده است بگريد و بگرياند، روز قيامت با ما، در درجهمان خواهد بود و هر آنكه مصيبتمان برايش يادآورى شود، پس بگريد و بگرياند، روزى كه چشمها اشكبار خواهند بود ديدگانش گريان نشود. [1]
2- در همان كتاب از امام صادقعليه السلام آمده كه فرمود: هر كس ما را ياد كند يا نزد او ياد شويم، پس از چشمش همچون بال پشهاى اشك بيرون آيد، خداوند گناهانش را مىآمرزد هرچند كه همچون كف دريا باشد. [2]
3- در حديث مسمع آن حضرت فرمود: هيچ چشمى بر ما نگريد، مگر اينكه به ديدن كوثر متنعم گردد و هركس ما را دوست مىدارد، از آن خواهد نوشيد... . [3]
و نيز در حديث مسمع آمده كه امام صادقعليه السلام فرمود: پس هركس از روى مهر نسبت به ما و به خاطر آنچه از مصايب بر ما رسيده بگريد، جز اين نيست كه خداوند بر او رحمت آرد، پيش از آنكه اشك از چشمش بيرون بيايد و چون اشكهايش بر گونهاش جارى شود، اگر قطرهاى از اشكهايش در جهنم بيفتد، آتش آن را خاموش خواهد ساخت، به طورى كه حرارتى براى آن نماند. [4]
4- در بحار از حضرت امام صادقعليه السلام آمده كه فرمود: هر كس ديدهاش در راه ما گريان شود، به خاطر خونى كه از ما به ناحق ريخته شده، يا حقّى كه از ما سلب گرديده، يا حرمتى كه از ما هتك شده، يا به خاطر يكى از شيعيانمان، خداوند تعالى به خاطر آن اشك، سالها جايگاهش را در بهشت قرار خواهد داد.[5]
ÇÏÇãå ãØáÈ...

قيام، هنگام ياد شدن نام يا القاب آن حضرت
بپاخاستن هنگام ياد شدن نام يا القاب شريفه آن حضرت ، كه سيره و شيوه شيعيان دوازده امامى بر همين اساس بوده و شاهد بر اين، اضافه بر تعظيم و احترام بودن اين عمل كه خود مطلوب است، روايتى است كه يكى از علماى اعلام در كتاب النجم الثاقب از سيّد عبد اللَّه نواده سيد نعمت اللَّه جزائرى آورده، كه در بعضى از روايات چنين يافته كه:
روزى حضرت صاحب الزمان ارواحنا له الفداء در مجلس امام صادقعليه السلام ياد شد، پس امام صادقعليه السلام به منظور تعظيم و احترام اسم آن حضرت بپا ايستاد. [1]
مىگويم: براى اثبات استحباب بپاخاستن هنگام بردن نام شريف امام عصر ارواحنا له الفداء همين مقدار كافى است، به لحاظ قاعده تسامح، كه علماى بزرگوارمان بيان كردهاند.
و مىتوان گفت كه در بعضى از اوقات واجب مىباشد، به خاطر بعصى از جهات، مانند اينكه اسم شريف آن حضرت يا يكى از القاب مباركش در مجلسى كه جمعى در آن هستند ياد شود، آنگاه همه اهل مجلس به احترام آن بپاخيزند و در اين حال، اگر كسى اهل مجلس بدون عذر از جاى برنخيزد، اين برنخواستنش، توهين و هتك حرمت آن حضرت خواهد بود، كه ترديدى در حرام بودن آن نيست، زيرا كه توهين خداوند - عزّ شأنه - مىباشد، چنانكه پوشيده نيست.
[1] بحارالانوار، 278/44.
برگرفته از سایت مهدی نت

روز تشییع غریبانه تو بر بال فرشته ها
گویا واقعهای رخ داده است که بادها این گونه پریشانند ، که رودها این قدر بی تابانه میخروشند ، که ابرها ناله کنان میگریند ، که زمین این قدر احساس غریبی میکند !
گویا واقعهای رخ داده است که صدای بی تابی و ضجه فرشتگان ، در آسمان ها پیچیده ، که اندوه و غم ، بر در و دیوارها سایه انداخته ، که سامرا سر در گریبان حزن فرو برده !
شاید مصیبتی بزرگ ، دامن گیر خاک شده است .
آه ، ای یازدهمین ستاره درخشان عشق ! روشنان حضورت را از آسمان سامرا مگیر ؛ تاریکی ، افق های پس از تو را تاب نمیآورد .
سایه مهربانیات را از سر دنیا نگیر ؛ دست های یتیمی خاک ، تا ابد به جست وجوی وجود بهارانهات ، در به در خواهد شد .
اگرچه سخت میگذرد برایت ، اگرچه لحظه هایت سرخند و دلگیر ، اگرچه دورت حصاری کشیدند تا فاصله ای باشد بین تو و دنیا ، اگرچه دست های «معتمد»ها ، تو را پنهان کردند از چشم ها ؛ تنها از ترس حقیقت محضی که از خانه تو برخواهد خاست تا عدالت را در زمین فراگیر کند ، کسی که پاره تن تو بود و وارث بعد از تو ! سایهات را از سرِ زمین مگیر !
هر چند دیوارهای فاصله «بنی عباس» بلندتر میشد ، عطر حضور آسمانی تو بیشتر منتشر میشد .
هر چه دایره محاصره «معتمد»ها تنگتر میشد ، میدان جاذبه عشق و محبت تو گستردهتر میشد .
تو در احاطه کینهها و نفرتها ، در حصار جهل و دشمنی گرفتار بودی و آن گاه ، با سرانگشت معجزه و غیب ، بند از پای گرفتاران میگشودی .
آه ، مولا! ماجرای تو و کودک دلبندت ، آتشی انداخته بود به جان کوردلان که میپنداشتند میتوانند حقیقت محتوم جهان را عوض کنند .
چه زیبا جانها را به عطر حضور یگانه فرزندت آشنا کردی ! چه زیبا فلسفه غیبت و ظهور موعود را بیان کردی ؛ جان ها هنوز در آتش انتظار موعود شعله ورند .
و امروز ، روز توست ؛ روز تشییع غریبانه تو بر بال فرشته ها ، روز رهایی تو از حصار «معتمد»ها.

عریضه به حضرت
مرحوم محدث قمى در منتهی الامال ، به نقل از تحفة الزائر ، علأمه مجلسى و مفاتيح النجاة ، سبزوارى مى نویسد : هركس حاجتى دارد ، آن چه را كه ذكر مى شود در يك قطعه كاغذى بنویسد و در ضريح يكى از ائمه علیه السلام بيندازد ، ياكاغذ را ببندد و مهر كند وخاك پاكى را گِل بسازد ، و آن را در ميان گِل بگذارد و در نهر و يا چاه آب يا بركه اى بيندازد ، با اين نیت كه ان شاء الله به خدمت حضرت صاحب الزمان ارواحنا له الفداء برسد و آن بزرگوار ، عهده دار برآورده شدن حاجت وى شود . عریضه اين چنين نوشته مى شود :
بسم الله الرحمنِ الرحيِم كتبت يا مولای صلواتُ الله علیك مُستغیثا مستعينا وشكوتُ ما نَزول بى مستَجیرا بالله عزوجل ثم بک من امر قد دهنی واشغل قلبی واطال فکری و سلبی بعقر بعض لبی و غیر خطیر نعمة الله عندی اسلمنی عند تخیل وروده الخیل وتبرء منی عند ترآئی اقباله الی الحمیم و عجزت عن دفاعه حیلتی وخاننی فی تحمله صبری وقوتی فلجات فیه الیک و توکلت فی المسالة لله جل ثناؤه علیه و علیک فی دفاعه عنی علما بمکانک من الله رب العالمین ولی التدبیر و مالک الامور واثقا بکفی المسارعة فی الشفاعة الیه جل ثناؤه فی امری متیقنا لا جابته تبارک وتعالی ایاک باعطائی سؤلی وانت یا مولای جدیر بتحقیق ظنی و تصدیق املی فیک فی امر کذاوکذا.
و به جاى "كذا ، نام حاجت خود را ببرید و در ادامه بنويسد :
فیما لا طاقة لی بحمله ولا صبر لی علیه وان کنت مستحقا له ولا ضعافه بقبیح افعالی وتفریطی فی الواجبات التی لله عزوجل فاغثنی یا مولای صلوات الله علیک عند الکهف اللهف وقدم المسالة لله عزوجل فی امری قبل حلول التلف وشماته الاعداء فبک بسطعت النعمة النعم علی واسئل الله جل جلاله لی نصرا عزیزا و فتحنا قریبا فیه ببلوغ الامال و خیر المبادی و خواتیم الاعمال والامن من المخاوف کلها فی کل حال انه جل ثناؤه لما یشاء فعال و هو حسبی و نعم الوکیل فی المبدء والمال. [1]
ÇÏÇãå ãØáÈ...

آدینه این وازه آشنای قدیمی که عمری است انگار همسایه دیوار به دیوارمان است . با او انس گرفته ایم .
خانه اش کنار دلمان است . وحیاط خانه اش پر است از گلهای نرگس...
آدینه باغبان دارد ، گل دارد .
آدینه گذشته دارد ، حال دارد و آینده دارد .
آدینه انتظار دارد...
ولی ای کاش پایان داشت امّا پایان دارد...
آری....

عرض حاجت به حضرت
دادخواهى و توجه نمودن و عرضه كردن حاجت بر آن حضرت از تكاليف عصر غيبت بر شمرده شده است.
حضرت مهدى ارواحنا له الفداء فريادرس است و در زيارتى كه از حضرتش روايت شده است آمده كه: دادرس كسى است كه از او دادخواهى كنند در زيارت جامعه نيز آمده است كه: فازَ من تمسک بكم و امن مَن لجَا الیکم [1]هر كس به شما تمسك جست رستگار شد و هر كس به شما پناه آ ورد، ايمن گشت.
استغاثه و عرض حاجت به آن حضرت به زبان خاص و چگونگى معين و وقت مخصوصى مقيَد نيست . بلكه آن چه در اين باب مهم است، اصلاح دل، توجه كامل، توبه از گناهان، يقين ثابت و اعتقاد راسخ است.
براى اسغاثه و عرضه كردن حاجت، دعاها و رقعه هايى وارد شده كه شايسته است به انضمام آن چه ياد كرديم، به كار گرفته شوند تا در تقرب به آن حضرت و محبوب شدن نزد او مؤثرتر گردد. [2]
[1] بحار الانوارج 102، ص 130.
[2] مكيال المكارم، ج 2، ص 387 (ترجمه سيد مهدى حائرى قزوينى).
بر گرفته از سایت مهدی نت




