اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار

 و اين از نشانه‏هاى دوستان و مواليان آن جناب است و در خوبى و استحباب آن هيچ ترديدى نيست، چون در دعاهاى روايت شده براى آن حضرت، اين معنى آمده است و چه خوب سروده‏اند:
قَلْبِي إِلَيْكَ مِنَ الأَشْواقِ مُحْتَرَقُ
وَدَمْعُ عَيْنِي مِنَ الآماقِ مُنْذَفِقُ
الشَّوْقُ يُحْرِقُنِي وَالدَّمْعُ يُغْرِقُنِي
فَهَلْ رَأَيْتَ غَرِيقاً وَهْوَ مُحْتَرِقُ
ز آتش دل سوزم و در سيل اشكم غوطه‏ور
كس‏غريقى همچومن ديده درآتش شعله‏ور؟
شوق روى انورت آرد شگفتى‏ها به بار
از ظهور طلعتت گردد زمستان‏ها بهار
و بر اين مطلب دلالت دارد آن كه مولايمان امير المؤمنين‏عليه السلام اظهار اشتياق به ديدارش را داشت، چنان‏كه در حديث روايت شده از آن حضرت‏عليه السلام در وصف حضرت مهدى - عجّل اللَّه فرجه الشريف - در حرف (ع) گذشت كه پس از آن‏كه قسمتى از صفات و نشانه‏هاى او را بيان فرمود و به بيعت كردن با او و اجابت نمودن دعوتش امر كرد، فرمود: (هاه) و به سينه‏اش اشاره نمود و شوق به ديدارش را اظهار داشت.
تمام اين خبر در بحث علم آن حضرت‏عليه السلام جلد اول كتاب گذشت. و نيز بر اين معنى دلالت دارد آنچه در بحار به نقل از كتاب مزار كبير، به سند خود از احمد بن ابراهيم روايت آورده كه گفت: به جناب ابوجعفر محمد بن عثمان اشتياقم را به ديدار مولايمان بيان كردم، به من فرمود: با وجود اشتياق، مايل هستى او را ببينى؟ گفتم: آرى. فرمود: خداوند پاداش شوق تو را عنايت فرمايد و ديدن رويش را به آسانى و عافيت به تو روزى كند، اى ابوعبد اللَّه! التماس مكن كه او را ببينى، زيرا كه در ايام غيبت به او اشتياق دارى و درخواست مكن كه با او همنشين گردى، كه اين از عزائم الهى است و تسليم بودن به آن بهتر است، ولى با زيارت به سوى او توجّه كن... . (1)
مى‏گويم: نيك بودن اشتياق به آن حضرت‏عليه السلام امر واضح و روشنى است، كه هيچ پوشيدگى در آن نيست، زيرا كه اين از لوازم محبّت است كه از دوستان جدا نمى‏گردد و عبارت: خداوند پاداش شوق تو را عنايت فرمايد.
اشاره به ثواب ارزنده‏اى است كه بر آن مترتّب مى‏شود، چنان‏كه فرمايش امام صادق‏عليه السلام در حديث آينده بر آن دلالت دارد با احترام و تجليلى كه در آن هست. و اين‏كه فرمود: اى ابوعبد اللَّه! التماس مكن كه او را ببينى.
منظور ديدن آن حضرت به گونه امامان گذشته‏عليهم السلام است، يعنى هر وقت كه خواسته باشى اين امر برايت فراهم باشد. و امّا اين‏كه درخواست ديدن آن حضرت به طور مطلق چيزى نيست كه منع شده باشد، بلكه از وظايف متديّنين است و رسيدنشان به اين سعادت بسيار اتفاق افتاده است. و شاهد بر آنچه گفتيم اين‏كه گفته: زيرا كه در ايام غيبت به او اشتياق دارى و درخواست مكن كه با او همنشين گردى كه اين از عزائم الهى است... .
چون اگر ديدن آن جناب و همنشين شدن با حضرتش هرچند در بعضى از اوقات، از عزائم الهى و خواسته حتمى خداوند در مورد صاحب‏الزمان‏عليه السلام بود، براى هيچ كس از مؤمنين اين امر اتفاق نمى‏افتاد و اين برخلاف چيزى است كه مشاهده مى‏شود، زيرا كه روايات و حكايات در مورد مؤمنان رستگار به ديدار آن بزرگوارعليه السلام، سبب باور اهل يقين مى‏باشد.
و بالاخره پوشيده نماند كه جمله به او اشتياق دارى... جمله خبريه است كه در مقام انشاء واقع شده، كه در حقيقت اين امر به شوق ديدار آن حضرت - صلوات اللَّه وسلامه عليه - مى‏باشد و بر فضيلت اشتياق اهل اخلال به آن حضرت دلالت مى‏كند، آنچه در بحار از اختصاص به سند خود، از محمد بن مسلم روايت آمده كه گفت: به سوى مدينه رهسپار شدم در حالى كه دردمند و بيمار بودم، به امام باقرعليه السلام عرض شد كه محمد بن مسلم بيمار است، پس آن حضرت توسط غلامى، نوشيدنى‏اى كه با دستمالى پوشانيده شده بود، برايم فرستاد، غلام ظرف نوشيدنى را به دستم داد و به من گفت: آن را بياشام كه آن حضرت‏عليه السلام به من امر فرمود كه بر جاى بمانم تا آن را بنوشى.
پس آن را گرفتم، ناگاه بوى مشك از آن برخاست، نوشابه‏اى خوش‏طعم و سرد بود و چون آن را آشاميدم، غلام به من گفت: مولايم به تو مى‏فرمايد: هرگاه آشاميدى نزد من بيا.
در انديشه شدم كه به من چه گفت و حال آن‏كه پيش از آن نمى‏توانستم برپاى بايستم، كه وقتى نوشيدنى در درونم جاى گرفت، گويى كه از بند رهايى يافته باشم، نشاط گرفتم. پس به درب منزل آن جناب رفتم و اجازه ورود خواستم، بر من بانگ زد كه: بدنت سالم گشت، داخل شو.
آن‏گاه در حالى كه گريه مى‏كردم، داخل شدم و بر آن حضرت سلام كردم و بر دست و سرش بوسه زدم، آن حضرت‏عليه السلام به من فرمود: اى محمد! چرا گريه مى‏كنى؟ عرض كردم: فدايت شوم! بر غربتم و دورى راه و كمى توان بر ماندن نزد شما و ديدن رويتان. فرمود: امّا كمىِ توان كه خداوند اولياى ما و دوستانمان را اين‏چنين قرار داده و بلا را بر آنان نزديك ساخته. و امّا آنچه از غربت يادآور شدى، پس تأسّى جسته‏اى به حضرت ابى عبد اللَّه‏عليه السلام كه در سرزمينى دور از ما كنار نهر فرات است.
و امّا دورى راه كه ياد كردى، البته مؤمن در اين دنيا غريب و در ميان اين مردم نگون‏سار است، تا از اين خانه دنيا به رحمت خداوند بيرون رود. و امّا آنچه متذكّر شدى از دوست داشتن نزديك بودن به ما و ملاقات با ما را و اين‏كه نمى‏توان اين كار را انجام دهى، پس خداوند مى‏داند كه در دلت چيست و پاداش تو بر او است. (2)
مى‏گويم: در مزار اين حديث را از كامل الزيارة روايت كرده با اضافاتى كه مربوط به فضيلت تربت مبارك امام حسين‏عليه السلام است. (3) 


  1- بحار الانوار، 97/102 باب 7
. 2- بحارالانوار، 120/101 باب 16 ح 9
. 3- كامل الزيارة، 275

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 12:16;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  یک نظر

استغاثه به حضرت مهدی

استغاثه به معناى فريادخواهى وفريادرسى خواستن است.
استغاثه به حضرت صاحب الزمان (ع)اين است كه انسان، دو ركعت نماز يا حمد و هر سوره كه می خواهد بگذارد، پس از آن رو به قبله زير آسمان بايستد و بگويد: سلام الله الکامل التام الشامل العام و صلوات الدائمة و برکاته...، سپس بخواهد، هر چه را که می خواهد براورده شود. بهتر آن است كه در ركعت اول نماز استغاثه، بعد از حمد سوره انا فتحنا بخواند و در ركعت دوم اذا جاء نصر الله. (1)
در استغاثه، استغاثه كننده، ولی خدا را به درگاه خداوند وسيله قرار می دهد ومی گويد: خدايا به جاه و منزلت ولیت، گره ازكار من بگشا.
اين نوع استغاثه در حقيقت استغاثه به خداوند است نه به شخص ديگرى. صورت دیگرى از استغاثه آن است كه استغاثه به خداوند است وبه همراه آن، استغاثه به ولی خدا است كه او را در برآمدن حاجت مورد نظر، دعاكند. هر دو نوع استغاثه، بدون اشكال و مورد تأييد همگان است. (2)

  1- مفاتيع الجنان باب اول فصل هفتم.
2- معاوف ومعاریف، ج 2، ص 151.

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  دوشنبه هجدهم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 13:24;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت

نايب فرستادن به منظور زيارت از سوى آن حضرت‏عليه السلام از وظايف مستحبّى مؤمنان است، و رجحان اين عمل - پس از ثبوت استحباب نيابت - ظاهر مى‏باشد، زيرا كه يارى نمودن بر نيكى و تقوى است، و مودّت نسبت به ذوى القُربى خاندان پيغمبرصلى الله عليه وآله و صِلِه امام‏عليه السلام مى‏باشد.
بلكه براى استحباب آن به تمام آنچه در حج و طواف و نايب گرفتن ديگرى كه حج و طواف نمايد گذشت، مى‏توان استدلال كرد و استناد جست .

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  یکشنبه هفدهم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 12:14;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت  

 خواه قرابت و خويشاوندى و وابستگى آنان جسمانى باشد و خواه روحانى، مانند: سادات علوى، و علماى دينى و برادران ايمانى، زيرا كه احترام و تجليل ايشان در حقيقت احترام و توقير آن جناب - سلام اللَّه عليه - است، و اين چيزى است كه از نحوه معاشرت و آداب خردمندان مشاهده مى‏كنيم كه شيوه آنان چنين است كه فرزندان و برادران و نزديكان اشخاص بزرگ را به خاطر تعظيم و بزرگداشت آن اشخاص بزرگ احترام و تجليل مى‏كنند، و تفاوت مراتب احترام و توقير ايشان از جهت تفاوت مراتب منسوبين مى‏باشد، و چنين مى‏دانند كه احترام و تعظيم‏شان در حقيقت به آن اشخاص بزرگ بر مى‏گردد، و ترك كردن احترام و توقير ايشان را سب شمردن شأن و شخصيّت آن اشخاص مى‏دانند، و اين چيزى است كه هيچ عاقلى در آن ترديد نمى‏كند.
و امامان ماعليه السلام در تعدادى از احاديثى كه از ايشان روايت شده بر اين معنى دلالت فرموده‏اند كه بعضى از از آن‏ها را در امور سى و يكم و سى و هفتم و چهل و هشتم و غير اين‏ها آورده‏ايم، اضافه بر آنچه در امر شصت و هشتم خواهى شنيد، كه نيز به فحوى يا منطوق بر اين مطلب دلالت دارد، پس بر تو باد كه به آن‏ها مراجعه نمايى و در آن‏ها دقّت كنى، و بر احترام منسوبين آن حضرت‏عليه السلام از سادات و علما و مؤمنين مواظبت و مداومت داشته باشى، و به حسب شئون و مراتب ايشان در علم و تقوى و پرهيزكارى و آنچه مايه نزديك شدن و محبوبيّت يافتن نزد آن بزرگوار است، آن‏ها را تجليل و توقير كنى، تا به تقرُّب و محبوب شدن نزد آن حضرت‏عليه السلام نايل شوى و سعادت يابى. از خداى تعالى خواستارم كه مرا و همه دوستداران آن جناب را توفيق دهد، بمنِّهِ و كَرَمِهِ

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  شنبه شانزدهم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 12:30;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت

زيرا كه در اجتماع كردن تاثيرى هست كه در انفراد نيست.
هر چند كه نصرت كردن وظيفه همه افراد است، خداوند فرمود: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه حَميعاً وَلا تَفَرَّقُوا؛ (1)
و همگى به ريسمان خداوند چنگ زنيد و پراكنده نشويد.

چون امام‏عليه السلام در تمام زمان‏ها رشته محكم خداوند در ميان بندگانش مى‏باشد، و دست يازيدن به او جز با پيروى و نصرت او حاصل نمى‏گردد، و اميرالمؤمنين‏عليه السلام در يكى از خطبه‏هايش فرموده: اى مردم اگر شما از نصرت حق از پاى نمى‏نشستيد، و از كنار زدن باطل سستى نمى‏كرديد، كسى كه مثل شما نيست بر شما طمع نمى‏نمود، و آنان كه بر شما نيرو يافتند قوت نمى‏گرفتند، ولى شما همچون گم گشتگى بنى‏اسرائيل راه را گم كرديد، و به جانم سوگند كه بعد از من گم‏گشتگى‏تان چند برابر خواهد شد، از جهت اين‏كه حق را پشت سر افكنديد.
و در توقيع رفيعى كه از سوى ناحيه مقدس به شيخ مفيدرحمهم الله صادر گشت آمده است: و اگر شيعيان ما - كه خداوند آنان را در اطاعتش يارى دهد - در وفاى پيمانى كه از ايشان گرفته شده يك دل و مصمّم باشند، نعمت لقاى ما از آنان به تأخير نمى‏افتد، و سعادت ديدار ما براى آنان با معرفت كامل و راستين نسبت به ما تعجيل گردد... (2) .

  1- سوره آل‏عمران، آيه 103.
2- بحارالانوار، 177/53 
 

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 12:7;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

نا اميدى از ظهور

 

نا اميدى از ظهور حضرت بر چند گونه متصور است :
1- يأس و نا اميدى از اصل ظهور حضرت قائم (ع) به طوركلى و بدون شبهه، همگى در حرام بودن آن اتفاق نظر دارند، زيراكه ظهور و قيام حضرت قائم (ع) از ضروريات مذهب اماميه است، بلكه احتمال مى رود كه از ضروريات دين اسلا م باشد؟ چون احاديث در اين باره از حضرت رسول اكرم (ص) در حد تواتر از طرق شيعه و سنى رسيده است .
2- نا اميدى از ظهور حضرت قائم (ع) در مدت معينى بر حسب پندارها و حدس ها به اين كه مثلاكفته شود: حضرت تا پنجاه سال ديگر ظهور نخواهد كرد. لازمه اين پندار آن است كه در آن مدت، منتظر نباشد، و حال آن كه از بررسى احاديثى كه امر مى كند در هر صبح و شام منتظر باشيم، ظاهر مى شودكه اين گونه نا اميدى هم حرام باشد.
3- نا اميد بودن از نزديكى زمان فرج و ظهور آن حضرت؟ يعنى اين كه احتمال نزديك بودن آن را نفى نمايد .
ظاهر از دلايل، حرام بودن اين گونه نا اميدى نيز مى باشد، زيرا كه از اخبار روايت شده از امامان (ع) چنين استفاده مى شود كه بدین جهت وقت ظهور بر مؤمنان مخفى مانده، تا در تمامى زمان ها منتظرش باشند؟ هر چند كه حكمت هاى ديگرى نيز براى آن هست (1)

 1- مكيال المكارم، ج 4 ص243(ترجمه سيد مهدى حائرى قزوينى.) 

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 19:24;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

قشری گری

قشرى گرى يكى از آسيب هاى تربيتى مهدويت است.
منظور از آن، جمود بر ظواهر متون دينى، در فهم، وظواهر مناسك شریعت، در مقامِ عمل است . قشرى گرى از اين جهت آسيب زاست كه انسان را در قشر دين متوقف مى سازد وبه اين ترتيب، خود فرد را از دين بى بهره، وديگران را در دام بدفهمى گرفتار مى سازد.
قشرى گرى در دين، مانع فهم عمق معارف دينى مى گردد واز اين رو بسترى براى رشدكج فهمى و انحراف وبدعت است . نمونه بارز اين امر در زمان حكومت حضرت على (ع) توسط خوارج آشكارگرديد؟ كسانى كه حاضر نشدند به ورق هاى كاغذين قرآن تعرض كنند، اما سرانجام بر آن شدند تا قرآن ناطق را خاموش كنند. اين گونه قشرى گرى، هميشه دركمين تربيت دينى است.
در دوران غيبت امام مهدى (ع) نيز همواره اين تهديد وجود دارد. ذهن ها وانديشه هاى خام برخى متدينان، آنان را به بدفهمى وبدعت وامى دارد، چنان كه به هنگام ظهور مهدى (ع)، سخنان او و احكام دينى كه او مطرح مى سازد، در نظر مردم جديد وناشناخته است وقشرى بودن افراد، آنان را به تعبيرهاى نادرست از احكام دينى خواهد كشاند.
امام صادق (ع) به اين نكته اشاره دارد، آن جا كه مى فرمايد: قائم (ع) در جريان پيكار خود، با امورى رو به رو مى گرددكه رسول خدا(ص) با آن ها رو به رو نشد.
همانا رسول خدا(ص) در حالى به سوى مردم آمد كه آنان، بت هاى سنگى و چوب هاى تراشيده را مى پرستيدند، ولى عليه قائم (ع) مى شورند وكتاب خدا را عليه او تأویل مى كنند و بر اساس آن با او مى جنگند. (1)
بنابراين، يكى از آسيب هايى كه دركمين تربيت مهدوى قرار دارد اين است كه افراد تحت تربيت، ذهن وانديشه هايى خام داشته باشند ومعارف دين را در حد فهم هاى قاصر خود، محدود و محصور سازند. (2)

   1- غيبة نعمانى ص 297.
2- برترین هاى فرهنگ مهدويت در مطبوعات ص 54.

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 12:47;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

شواذ آل محمد

در حديثى از امام باقر(ع) آمده كه از شر سفيانى پرهيزكن واز شر آن عدَه از آل محمدكه شذوذ دارند برحذر باش. (1)
منظور از شؤاذ آل محمد(ع) افراد تكرو، كجرو و فرصت طلبى هستندكه از جهت نسبت به اهل بيت منسوب اند، ولى براى به دست آوردن حكومت به ادعاهاى دروغين متوسل مى شوند تا بدين وسيله افراد مذهبى وبا حرارت را به طرف خود جذب كنند. (2)

  1- بحا رالانوار، ج 52 ص 278 .
2- روزگا ر رهایی ج2 ص 993.

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  دوشنبه یازدهم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 15:19;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

 

در بیان حکم ضدّ انتظار یعنی ناامیدی

در اين باره مى‏گويم كه نااميدى بر چند گونه تصور مى‏شود؛
گونه اوّل: يأس و نااميدى از اصل ظهور حضرت قائم‏عليه السلام به طور كلّى، و بدون شبهه همگى در حرام بودن آن اتّفاق نظر دارند، زيرا كه ظهور و قيام حضرت قائم‏عليه السلام از ضروريات مذهب اماميه است، بلكه احتمال مى‏رود كه از ضروريات دين اسلام باشد، چون كه احاديث در اين باره از حضرت رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله در حدّ تواتر، از طرق خاصّه و عامّه رسيده، بلكه علماى عامّه نيز به اين امر اعتراف دارند و اختلاف در تعيين شخص او است و اين‏كه حالا وجود دارد يا نه، در مقابل آن‏هايى كه قايل هستند كه آن حضرت وجود خواهد يافت و متولّد خواهد شد.
بنابراين انكار آن به طور كلّى تكذيب پيغمبرصلى الله عليه وآله مى‏باشد. و شاهد بر آنچه يادآور شديم اين‏كه مجلسى‏رحمه الله (1) .
از ابن ابى الحديد - كه از بزرگان علماى عامّه است - حكايت كرده كه گفته: البته كه فرقه‏هاى مسلمانان اتّفاق دارند كه دنيا و تكليف پايان نخواهد يافت، مگر پس از آمدن مهدى‏عليه السلام
. گونه دوم: نااميدى از ظهور حضرت قائم‏عليه السلام در مدّت معيّنى، برحسب پندارها و حدس‏ها، به اين‏كه مثلاً گفته شود: حضرت قائم - صلوات اللَّه عليه - تا پنجاه سال ديگر ظهور نخواهد كرد و لازمه اين پندار آن است كه در آن مدّت منتظر نباشد، و حال آن‏كه از بررسى احاديثى كه امر مى‏كند در هر صبح و شام منتظر باشيم، ظاهر مى‏شود كه اين‏گونه نااميدى هم حرام باشد، زيرا كه ظاهر امر وجوب است و ترك واجب قطعاً حرام است.
و امّا احاديثى كه بر اين مطلب دلالت دارد، قسمتى از آن‏ها گذشت و از آن جمله است: روايت حمّاد بن عثمان كه در اقبال (2).
از امام صادق‏عليه السلام آمده كه فرمود: و امر صاحب خود را شب و روز انتظار داشته باش، كه خداوند هر روز در كارى است، هيچ كارى از كار ديگر او را مشغول نخواهد داشت، كه در بخش ششم همين كتاب گذشت.
و نيز در بحار در حديثى از مفضل بن عمر، از امام صادق‏عليه السلام آمده كه فرمود: نزديك‏ترين حالت بندگان نسبت به خداى - عزّوجلّ - و رضايت‏مندترين هنگام از آن‏ها زمانى است كه حجّت الهى را نيابند و براى آن‏ها آشكار نشود و جايگاهش را ندانند، در حالى كه در آن وضع مى‏دانند كه حجّت خداوند باطل نگشته است، پس در آن هنگام هر صبح و شام منتظر فرج باشيد... . (3)
و از جمله: همچنين در بحار از قمى، ضمن حديثى از پدرش، از محمد بن الفضيل، از پدرش، از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام روايت كرده، تا آن‏جا كه گويد: به آن حضرت عرضه داشتم: فدايت گردم! پس كى اين كار مى‏شود؟ فرمود: البته براى ما وقتى نسبت به آن تعيين نشده، ولى هرگاه چيزى را برايتان گفتيم، پس همچنان كه گفتيم شد، بگوييد: خدا و رسول او راست گفته‏اند.
و هرگاه برخلاف آن واقع شد نيز بگوييد: خدا و رسولش راست گفتند، دو برابر پاداش خواهيد يافت، ولى هرگاه احتياج و فقر شديد شد و مردم يكديگر را انكار كردند، در آن هنگام هر صبح و شام در انتظار اين امر باشيد. عرض كردم: فدايت گردم! احتياج و فقر را دانستيم، امّا انكار مردم يكديگر را چيست؟ فرمود: اين‏كه كسى به خاطر حاجتى نزد برادرش مى‏آيد، پس به غير از آنچه پيش‏تر با او برخورد مى‏كرد، با او ديدار مى‏نمايد و سخن ديگرى جز آنچه قبلاً با او مى‏گفت از وى مى‏شود. (4)
مى‏گويم: مقصود از انتظار فرج در هر صبح و شام، آن است كه هر وقتى كه ممكن است آن فرج موعود در آن واقع شود، مى‏بايست انتظارش را كشيد و بدون ترديد وقوع اين امر در تمام ماه‏ها و سال‏ها امكان دارد، به مقتضاى امر خداوندِ تدبير كننده دانا، پس بر همه افراد خاص و عام واجب است منتظر آن باشند
. و از جمله: احاديث مستفيضى است كه از تعيين كردن وقت ظهور نهى مى‏كند، كه در همان عنوان، آن‏ها را خواهيم آورد، زيرا كه مقتضاى نفى كردن ظهور در مدت معيّنى از سال‏ها و ماه‏ها خود وقت گذارى، به گذشت همان مقدار از زمان است و اين به نصّ اخبار رسيده از امامان‏عليهم السلام حرام مى‏باشد و شاهد و مؤيّد اين مطلب است گونه‏هايى از اخبار كه از امامانِ معصوم‏عليهم السلام روايت گرديده است
. از جمله: رواياتى است كه دلالت مى‏كند بر اين‏كه وقت ظهور آن حضرت‏عليه السلام از امور بدائيه است كه ممكن است زودتر شود يا به تأخير افتد، به مقتضاى حكمت خداوند دانا، چنان‏كه مولايمان حضرت صادق‏عليه السلام در روايت حمّاد بن عثمان - كه پيش‏تر گذشت - به اين معنى اشاره فرموده و نيز احاديثى كه بر آن دلالت داشت، پيش از اين گذشت
. و از جمله: احاديثى است كه در آن‏ها، مهيّا كردن اسلحه و مرابطه رائم امر گرديده، چون امر كردن به اين دو كار با وجود نااميدى از ظهور در مدّت معيّن بيهوده است و مانند اين‏ها است آنچه از آثار انتظار در اخبار امر گرديده است
. و از جمله: آنچه در اصول كافى به سند خود، ضمن حديثى آورده كه: يقطين به پسرش على بن يقطين گفت: چگونه است كه آنچه درباره ما حكومت بنى العباس گفته شده بود واقع گرديد و آنچه درباره حكومت حق شما گفته شده انجام نگرفت؟ على گفت: البته آنچه درباره ما و شما گفته شده، هر دو از يك منبع به شما گفته شد و همان‏طور هم كه گفته بودند انجام يافت، ولى امر ما هنگامش نرسيده، پس با اميدها دلگرم شديم. و اگر به ما مى‏گفتند: اين امر تا دويست تا سيصد سال ديگر تحقّق نخواهد يافت، البته دل‏ها قساوت مى‏گرفت و عموم مردم از اسلام بر مى‏گشتند، ولى مى‏گفتند: به زودى اين امر واقع مى‏گردد و خيلى نزديك است، تا دل‏ها با هم اُلفت گيرد و گشايش نزديك گردد. (5)
و در بحار (6) به نقل از دو كتاب غيبت نعمانى و غيبت طوسى مثل اين حديث را روايت آورده است. و در كتاب علل الشرايع به سند خود، به طور مرفوع از على بن يقطين روايت كرده كه گفت: به حضرت ابوالحسن موسى بن جعفرعليهما السلام عرض كردم: چرا آنچه از ملاحم پيش‏گويى‏ها درباره شما روايت شده، آن طور كه روايت آمده واقع نمى‏گردد و آنچه در مورد دشمنانتان روايت گرديده، درست مى‏آيد؟ فرمود: آنچه درباره دشمنانمان صادر گشت از حقّ بود، پس همان‏طور كه گفته شده بود، پيش آمد، ولى شما با آرزوها دلگرم شديد و تعلُّل كرديد، پس براى شما اين چنين بيان شد
. و از جمله: در غيبت نعمانى روايت مسندى از ابوالمرهف آمده كه امام صادق‏عليه السلام فرمود: محاضير هلاك شدند. راوى گويد: عرضه داشتم: محاضير چيست؟ فرمود: عجله كنندگان و نزديك شمارندگان نجات يافتند... . (7)
و نيز در همان كتاب به طور مسند، از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام روايت آمده كه فرمود: »هَلَكَ أَصْحابُ الَمحاضِيرِ وَنَجَى المُقَرَّبُونَ«؛ شتابزدگان هلاك شدند و نزديك شمارندگان نجات يافتند... . (8)
چون ظاهر آن است كه مقرِّبون به كسر راء باشد، يعنى مؤمنانى كه منتظرند و ظهور آن حضرت‏عليه السلام را نزديك مى‏دانند و همواره انتظارش را مى‏كشند. و مؤيّد اين مطلب است آنچه در دعاى عهد آمده، كه از امام صادق‏عليه السلام روايت شده: آنان ]مخالفان[ آن را بعيد مى‏پندارند و ما فرج و ظهور را نزديك مى‏دانيم... . (9)
و از جمله اين‏كه: يكى از حكمت‏هاى مخفى داشتن وقت ظهور آن حضرت، اين است كه مؤمنين در تمامى اوقات و همه سال‏ها در انتظار آن به سر برند، چنان‏كه در حديث ابن يقطين به اين معنى اشاره شده است، در آن دقّت كن
. و از جمله: رواياتى است كه دلالت دارد بر اين‏كه ظهور آن حضرت - صلوات اللَّه عليه - همان ساعت است كه دانستن وقت آن به خداوند - جلّ جلاله - اختصاص دارد، چنان‏كه گذشت
. و از جمله: رواياتى است كه دلالت دارد بر اين‏كه ظهور آن حضرت‏عليه السلام به طور ناگهانى انجام مى‏شود، مانند فرموده آن حضرت در توقيعى كه در احتجاج روايت آمده است: به درستى كه امر ما ناگهانى پيش مى‏آيد، هنگامى كه توبه، كسى را سود ندهد... . (10)
و روايتى كه از پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله آمده كه فرمود: مهدى از ما است خداوند امرش را يك شبه اصلاح خواهد فرمود. و روايت ديگرى كه از پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله آمده كه فرمود: او همچون شهاب فروزانى خواهد آمد. و روايت نبوى ديگر كه در حديثى از حضرت امام رضاعليه السلام در كتاب »كمال الدين« آمده كه به پيغمبرصلى الله عليه وآله عرض شد: يا رسول اللَّه! قائم از فرزندان شما كى خروج خواهد كرد؟ فرمود: مَثَلِ او همچون ساعت قيامت است كه آن را در وقت خود كسى جز او خداى - عزّوجلّ - ظاهر و روشن نكند، شأن آن در آسمان‏ها و زمين سنگين است، شما را نيايد جز ناگهانى. (11)
و در اصول كافى از حضرت امام رضاعليه السلام روايت شده كه فرمود: هرگاه پيشواى شما دانش شما از شما برداشته شد، پس از زير پاى خود منتظر فرج باشيد. (12)
مى‏گويم: ظاهراً فرموده آن حضرت‏عليه السلام: از زير پاى خود منتظر فرج باشيد. كنايه از ظهور امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشريف - به طور ناگهانى است، بنابراين واجب است در زمان غيبتش در هر حالى كه احتمال مى‏رود با پيروزى ظهور كند، انتظارش را كشيد.
اگر بگوييد: اين‏كه ظهور آن حضرت‏عليه السلام ناگهانى باشد، با آنچه در احاديث مستفيض بلكه متواتر معنوى آمده مبنى بر اين‏كه: علامت‏هاى حتمى خواهد داشت كه براى همه مردم معلوم خواهد شد - مانند سفيانى و صيحه آسمانى و كشته شدن نفس زكيّه - منافات دارد؟ مى‏گويم:
اوّلاً؛ انتظار لوازم ظهور در حقيقت انتظار خود آن است، پس چون به راستى دانستى كه ظهور آن حضرت بعد از آشكار شدن نشانه‏هايش خواهد بود، جز اين نيست كه منتظر پديدار شدن آن نشانه‏ها خواهى بود، چون آن علامت‏ها نشانه ظهور حضرت قائم‏عليه السلام مى‏باشند. خلاصه اين‏كه انتظارى كه در اخبار به آن امر گرديده؛ انتظار ظهور مولايمان است با هر چه از علامت‏ها و آثار دارد و اين بر اهل بصيرت روشن است و براى توضيح بيشتر مثالى مى‏آوريم: اگر زمامدار قدرتمندى به تو وعده بدهد كه در يكى از روزهاى هفته به منزلت خواهد آمد، آيا از همان آغاز هفته با فراهم كردن وسايل پذيرايى و زينت منزل و فرش و اثاثيه مناسب، منتظر آمدنش نخواهى بود؟! به طورى كه هرگاه در يكى از آن روزها بر منزل تو وارد گشت، موجبات احترام را فراهم آورده باشى و در شمار خطاكاران قرار نگيرى؟! با اين‏كه قطعاً مى‏دانى كه آمدن او نشانه‏هاى خبر دهنده و علامت‏هاى آشكار كننده‏اى دارد، ولى چون آشكار شدن آن نشانه، از آمدنش جدا نيست، منتظر او خواهى شد با همه لوازمى كه پيش از آن حاصل خواهد گشت
. ثانياً؛ ظاهر اخبار متعددى كه از امامان‏عليهم السلام روايت آمده آن است كه: تمام آن آثار در يك سال واقع مى‏شوند، پس واجب است مؤمنِ منتظِر در طول سال آماده ظهور مولايش باشد، چون احتمال دارد اين امر در آن سال وقوع يابد، بلكه از چند روايت ظاهر مى‏شود كه آن علامت‏ها نزديك به هم واقع مى‏شوند
. در مورد سفيانى؛ در بحار از حضرت سيد العابدين على بن الحسين‏عليهما السلام آمده كه در بيان علائم ظهور حضرت قائم‏عليه السلام فرمود: پيش از خروج اوعليه السلام، خروج مردى به نام عوف سلمى در سرزمين جزيره خواهد بود، كه پناه‏گاهش تكريت و كشته شدنش در مسجد دمشق واقع مى‏گردد، سپس خروج شعيب بن صالح از سمرقند پيش مى‏آيد، آن‏گاه سفيانى ملعون از وادى يابس خروج مى‏كند و او از فرزندان عتبة بن ابى سفيان است و چون سفيانى آشكار شود، مهدى‏عليه السلام مخفى مى‏گردد، سپس بعد از آن خروج خواهد فرمود. (13)
مى‏گويم: از اين حديث استفاده مى‏شود كه ظهور حضرت قائم‏عليه السلام مقارن خروج سفيانى، يا نزديك به آن خواهد شد و اين منافات ندارد با آنچه در روايات متعددى وارد شده، كه مدّت حكومت سفيانى هشت ماه خواهد بود و آنچه وارد شده كه خروج سفيانى پيش از قيام قائم‏عليه السلام خواهد بود، زيرا كه منظور از قيام قائم‏عليه السلام در اين روايت، خروج آن حضرت به طور علنى و آشكارا در بيت اللَّه الحرام و ظهور شريفش براى خاصّ و عامّ مى‏باشد، كه رواياتى دلالت دارد بر اين‏كه آن حضرت‏عليه السلام ظهورهاى متعددى پيش از اين ظهور تامّ خواهد داشت كه تاريكى غيبت برطرف خواهد گشت و براى عموم مردم آشكار خواهد شد، چنان‏كه پيش‏تر نيز به اين مطلب اشارت رفت
. و امّا در مورد كشته شدن نفس زكيّه؛ در كتاب كمال الدين از امام صادق‏عليه السلام روايت آمده كه فرمود: بين خروج قائم آل محمدعليهم السلام و كشته شدن نفس زكيّه، جز پانزده شب نخواهد بود. (14)
گونه سوم: نااميد بودن از نزديكى زمان فرج و ظهور آن حضرت - صلوات اللَّه وسلامه عليه - مى‏باشد، يعنى اين‏كه احتمال نزديك بودن آن را نفى نمايد، چنان‏كه حال بعضى از اهل زمان ما است، آنان كه عقايد و باورهاى خود را بر حدس و گمان و تخمين بنا مى‏كنند و ظاهر از دلايل، حرام بودن اين‏گونه نااميدى نيز مى‏باشد، به همان دليل‏هايى كه در گونه دوم آورديم، زيرا كه از اخبار روايت شده از امامان‏عليهم السلام چنين استفاده مى‏شود كه بدين جهت وقت ظهور بر مؤمنين مخفى مانده، تا در تمامى زمان‏ها و سال‏ها منتظرش باشند، هرچند كه حكمت‏هاى ديگرى نيز براى آن هست و خداوند حقايق امور را مى‏داند .

 1- بحارالانوار، 114/51 ح 10. 2- اقبال، 201. 3- بحارالانوار، 145/52 ح 67. 4- بحارالانوار، 185/52 باب علامات الظهور ذيل ح 9. 5- اصول كافى، 369/1 ذيل ح 6. 6- بحارالانوار، 111/52 باب 21 ذيل ح 18. 7- غيبت نعمانى، 103. 8- غيبت نعمانى، 104. 9- بحارالانوار، 112/102. 10- احتجاج، طبرسى، 324/2. 11- كمال‏الدين، 373/2. 12- اصول كافى، 341/1 در باب غيبت ح 24. 13- بحارالانوار، 213/52. 14- كمال‏الدين، 649/2.  

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  شنبه نهم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 12:4;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

 

 ادعاى ارتباط با حضرت

درباره ارتباط با امام زمان (عج)، كتاب هايى نوشته شده كه در اين اواخر، رواج فوق العاده ای يافته است.
اين كتاب ها مشحون از حكايات و داستان ها و مطالبى است كه برخى از آن ها به يقين، نادرست وبرخاسته از تصوَرات وخيال بافى هاى نویسندگانِ آن هاست ودر برخى شمه اى از حقيقت وجود دارد.
نقل اين داستان ها وحكايت ها، باعث مى شود كه يك عقيده درست و صحيح، به ناصواب هايى آميخته گردد و عقائد خرافى و ناصحيح و غير مستند در ميان مردم رواج يابد .
وقتى كه آقا و خانمى به راحتى و آسانى اهل مكاشفه شوند و آن را دركتاب خود بنویسند، چرا ديگران به چنين مقامى نرسند. زمانى كه مدعى مكاشفه، پا را فراتر نهد ودر بيدارى، حضرت رسول (ص) و برخى از معصومين (ع) را ببيند چرا ديگران از اين نعمت محروم باشند رواج اين گونه كتاب ها باعث شده كه در برخى از مناطق، شاهد اتفاقات عوام فريبانه و خرافى باشيم: كسى در منطقه اى مدعى مى شودكه قطره اى از خون سر امام حسين (ع) ريخته وسر مبارك حضرت را ديده است. چوپانى مدعى مى شود كه غلام شاه چراغ است و از وى دستورهايى دريافت كرده است.
خانمى كه از دست شوهرش فراركرده، به مسجد روستايى مى رود و مدعى مى شود كه مسجد، نظركرده است ومريض هايى كه به اين مسجد بيايند شفا مى يابند. در مواردى، دختر يا زنى نظركرده مى شود و حاجت مردم را برآورده می كند. (1)
يا سيد مهدى شيوخى (م 1278هـ. ق) دركتاب بوارق الحقايق كه شرح سفرهاى اوست ادعا می كند: در طوس، مهدى (عج) را ديده و ايشان آيات و اورادى را در دهان وى، فوت كرده است. در اين ديدار، امام زمان، چند كلمه به فارسى، با لهجه افغانى گفته، او مطلب را فهميد.
امَا زمانى كه او چند واژه به فارسى می گويد، حضرت متوجه مقصود وى نمى شود، از اين روى براى آن حضرت توضيح مى دهد. (2)
پيامد ناگوار اين كتاب ها و عقايد برگرفته از حكايت و خواب، فضايى را به وجود می آورد كه اهل تعقل و اندیشه را به عقاید شيعه بدبين می كند وزمينه انحراف هاى فكرى را فراهم می آورد و در نتيجه، مخالفان تشيع، امكان رشد و گسترش مى يابند و عقايد ناصواب عوام و عوام زدگان به نام تشيع ثبت مى شود و به ديگران انتقال مى يابد و یك عقيد ه ای كه در اصل آن، تمام فرق اسلامى توافق دارند، به گونه اى مطرح مى شود كه فرسنگها با اسلام فاصله دارد و ميدان دفاع را بر انديشه وران اسلامى تنگ می كند.

1- چشم به را ه مهدى ص 35.
2- همان، ص102.

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  چهارشنبه ششم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 15:35;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  یک نظر

 

ای موعود! درآستانه بهاری دیگر از تولدت ایستاده ایم؛ بهاری که بی حضور تو، سال هاست هم نشین خزان است و درانتظار دستان تو بر سر می برد. درفراق تو، گل ها اندیشه شکفتن را از یاد برده اند و رودها، حیران در بستر زمینْ به دنبال ردّ پایی از تو سرگردان اند، چشمه ها در انتظار تو می جوشند و دریاها در فراق تو می خروشند. ای ناگشوده ترین راز! دشت را بنگر و شقایق های داغ دار را که یک صدا تو را می خوانند و درختان را که در هر صبح و شام، حسرت بلندای قامت تو را آه می کشند و آفتاب را که هر سپیده دم، به شوق دیدار تو طلوع می کند و در حسرت روی تو، در دل آسمان می سوزد و در فراق تو به خون می نشیند.

ای خورشید پنهان! در این عصر آهن و موشک، زمین در خشک سالی ظلم و ظلمت غوطه می خورد و جهان در پنجه های بی عدالتی گرفتار آمده است. بگو، آفتاب جمالت کی و از کدام سمت می تابد و دستان بهارآورت، در کدام فصل گل می دهند. بیا تا دل هامان دوباره عاطفه را تجربه کند و پرواز را بیاموزد. بیا تا روزگارمان یک سره آفتابی شود. درختان در سایه سار قامت تو بیارمند و شقایق ها داغ خود را فرو نهند. ای آرام بخش دل دریا! چشمان ما کی بلندای قامت تو را قاب می گیرند.

میلاد با سعادت یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود (عج) مبارکباد . 

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  دوشنبه چهارم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 17:58;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

می دانی به چه می مانم، به کبوتری زخم خورده که درد هجران بی تابش کرده؛ پس بگذار از غبار تن بکوچم و خود را در زلال اشک بشویم و از تو بگویم.

مهدی جان! ما به انتظارت می نشینیم تا از انتهای جاده خلوص بیایی و برای مان هدیه ای از گلشن رضوان بیاوری. ای وای که انتظار و بردباریِ ما را وسعتی است از هابیل تا کنون و تابرخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژده ظهور تو.

بگو در کدامین سپیده دم متولد شدی که روح پاکت از ظلمت و سیاهی خالی است؟ تو در صخره کدام دماوندِ با شکوه ایستاده ای و بر بال کدامین البرزِ سربلند تکیه کرده ای که آفتابْ در حضور تو فانوسی است، در انتهای دریاهای آبی رنگ؟

بیا، بیا ای عشق تا دیده بارانی مان را به وسعت شانه هایت تقدیم کنیم. بیا که جهان در انتظار توست و بغض در گلوی عاشقانْ آماده شکستن است. می دانم که تو خواهی آمد و در هر قدم، شاخه ای از عاطفه خواهی کاشت. تو می آیی در حالی که دست هایت پر از گل های نرگس است. دست نوازش بر سر میخک هایی خواهی کشید که بادْ کمرشان را خم کرده است. تو حتی بر قلب کاکتوس ها هم رنگ مهربانی خواهی زد. تو می آیی و با آمدنت، خونِ طراوت و زندگی در رگ های صبح جریان پیدا خواهد کرد.

سمیرا ابراهیمیان

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  دوشنبه چهارم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 17:15;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

 از پيامبرگرامى اسلام (ص) دو روايت معروف نقل شده است كه با مقايسه آن مى توان به دشوارى انتظار پی برد.
افضل لاعمال احمزها (1 ) و افضل اعمال امتی انتظار الفرج (2) علل دشوارى وظيفه منتظران را مى توان در چهار محور خلاصه كرد:
1- آراستگى به عدالت وتقوا
2- آراستگى به بردبارى و پايدا رى
3- بهره مندى از دين شناسى بنيادين
4- لزوم اصلاح طلبى و ظلم ستيزى.
رسيدن به اين مراحل كارى است بس دشوار اما شدنى و هركس دشوارى انتظار را هموار كرد در زمره منتظران حقيقى مولا قرار مى گيرد كه امام صادق (ع) فرمود: هركس مى خواهد در شمار منتظران حقيقى باشد بايد پارسايى پيشه كند و متخفق به مكارم اخلاق گردد(ع)(3)

 1- مجمع البحرین ص 297 به نقل از در النتظار ققنوس ص 278.
2- بحار الانوار ج 52ص 14.
3- همان.

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  دوشنبه چهارم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 14:1;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

در قلَه هرم اعتقادى شيعه، عقيده به مهدويت وانتظار براى ظهور وحكومت جهانى حضرت است .
بنابراين رابطه انتظار و بهداشت روان، در حقيقت مبتنى بر رابطه دين و باورهاى دينى با بهداشت روان است. باورهاى دينى از طريق تغذيه روحى، معنابخشى به زندگى، اتصال به منابع قدرت، تخليه هيجانى .... زمينه هاى آرامش وبهداشت روانى را فراهم می كند .
انتظار علاوه بر اين كه از ابتلا به بيمارى هاى روانى. جلوگيرى می كند، زمينه رشد وارتقاء توانمندى هاى فرد را در ايفاى نقش هاى اجتماعى، روانى و جسمى فراهم مى سازد. وقتى حالت انتظار در انسان پديد مى آيد، مى شود اميد وآمادگى و اشتياق را در خود تجربه كرد. انتظار نور وعدالت، بارقه اميد را در دل انسان زنده می کند .
آمادگى براى انتظار نيز به اين معناست كه توانايى بردبارى بر تأخيرها وشكيبايى بر مشكلات ناشى از غيبت را داشته باشيم. وگواه صادق بر انتظار، شور واشتياق است كه از يك سو در غمِ فراق است و از ديگر سو در شوق وصال.
به طوركلى، اميد، آمادگى و اشتياق، شرايط روانى خاصى ايجاد می كند كه در جلوگيرى از بيمارى ها و ارتقاء توانمندى ها در مقابله با اضطراب ها نقش موثرى دارد.

برگرفته از سایت مهدی نت

 

 

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  یکشنبه سوم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 17:50;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

 

 انتظار حالتى است نفسانى كه آمادگى براى آنچه انتظارش را مى‏كشيم، از آن بر مى‏آيد و ضدّ آن يأس و نااميدى است، پس هر قدر كه انتظار شديدتر باشد، آمادگى و مهيّا شدن قوى‏تر خواهد بود، نمى‏بينى اگر مسافرى داشته باشى كه در انتظار مقدمش به سر مى‏برى، هرچه هنگام آمدنش نزديك‏تر شود، مهيّا شدنت فزونى مى‏يابد، بلكه احياناً خوابت به بيدارى مبدّل مى‏گردد، چون انتظارت شديد است.
و همان‏طور كه مراتب انتظار از اين جهت متفاوت است از جهت محبّت نسبت به كسى كه در انتظارش هستى، نيز مراتب متفاوتى دارد، پس هر چه محبّت شديدتر و دوستى بيشتر باشد، مهيّا شدن براى محبوب زيادتر مى‏شود و فراقش دردناك‏تر مى‏گردد، به گونه‏اى كه منتظِر، از تمام امورى كه مربوط به حفظ خودش هست، غافل مى‏ماند و دردهاى بزرگ و محنت‏هاى شديد را احساس نمى‏كند
. بنابراين مؤمنى كه منتظر آمدن مولايش مى‏باشد، هر قدر كه انتظارش شديدتر است، تلاشش در آمادگى براى آن به وسيله پرهيز از گناه و كوشش در راه تهذيب نفس و پاكيزه كردن درون از صفات نكوهيده و به دست آوردن خوى‏هاى پسنديده بيشتر مى‏گردد، تا به فيض ديدار مولاى خويش و مشاهده جمال انورش در زمان غيبتش رستگار شود، همچنان‏كه براى عده بسيارى از نيكان اتفاق افتاده است.
و لذا امامان معصوم‏عليهم السلام - در رواياتى كه خواندى و غير آن‏ها - به پاكيزگى صفات و مقيّد بودن به انجام طاعات امر فرموده‏اند. بلكه روايت پيشين ابوبصير اشارت يا دلالت دارد بر اين‏كه رستگارى به مقام انتظار و نايل شدن به پاداش منتظران، به پرهيز و پروا از گناه و آراستگى به خوى‏هاى پسنديده بستگى دارد.
چنان‏كه حضرت صادق‏عليه السلام فرمود: هر آن كس كه خواسته باشد از ياران قائم‏عليه السلام شود، بايد كه منتظر باشد و بايد در حال انتظار به پرهيزكارى و خوى‏هاى پسنديده عمل نمايد، كه هرگاه بميرد و قائم به پس از مردنش بپاخيزد، پاداش او همچون كسى خواهد بود كه دوران حكومت آن حضرت را درك كرده باشد... .
و بى‏ترديد هر قدر كه انتظار شديدتر باشد، صاحب آن، مقام و ثواب بيشترى نزد خداى - عزّوجلّ - خواهد داشت. خداى تعالى ما را از مخلصان منتظرين مولايمان صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - قرار دهد

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  یکشنبه سوم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 15:59;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

در روايات، استقامت در دين، پارسايى و تخلق به مكارم اخلاق از ويژگى هاى منتظران حقيقى شمرده شده است.
پیامبرگرامى اسلام (ص) در تجليل از مقام شامخ منتظران حقيقى خطاب به صحابه فرمود: شما اصحاب من هستيد، ليكن برادران من مردمى هستندكه در آخرالزمان مى آیند.
آن گاه در مقام توصيف اوج مجاهدت و تدين ايشان مى فرمايد: هر يك از ايشان، بيش از كسى كه بر زجر پوست كندنِ درختِ خار با دست خالى در شبِ تاريك يا نگهدارىِ آتش سوزانِ چوبِ درختِ تاغ دركفِ دست صبر مى كند، در ديندارى خود استقامت مى ورزد. به راستى كه آنان چراغ هاى هدايت در شب هاى ظلمانى هستند. (1)
امام جعفر صادق (ع) نيز فرمود: هركس بخواهد در شمار منتظران حقيقى آن عدلِ منتظَر باشد، بايد پارسايى پيشه كند و متخلَق به مكارم اخلاق گردد. (2)

- بحار الانوار ج52ص124.
2- بحار الانوار ج52 ص14.

برگرته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  شنبه دوم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 17:38;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  یک نظر

 

انتظار

انتظار در لغت به معناى چشم داشت وچشم به راه بودن ونوعى اميد به آينده داشتن است.
نيجه اى كه از معناى لغوى انتظاربه دست می آيد اين است كه كسى كه عمل زشت و ناهنجارى انجام داده، منتظركيفر آن است، وكسى كه بذرى را در زمين پاشيده منتظر است كه محصولش از زمين سربرآورد و سرسبز شود وكسى كه كار خير و شايسته اى انجام داده، منتظر است تا روزى فرا رسد و او پاداش كار خيرش را دريافت كند .
و اما انتظار در اسلام- به ویژه مذهب تشيع- عبارت از ايمان استوار بر امامت و ولايت حضرت ولی عصر(ع) واميد به ظهور مبارك آن واپسين حجت الهى، و آغاز حكومت صالحان است.
انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعى آمادگى است آمادگى براى پاك شدن، پاك زیستن , آماد گى براى حركتى مستمر و دائم، توأم با خودسازى ودگرسازى و زمينه سازى . و سرانجام آمادگى براى تهیه قوا براى شركت در نهضت عظيم حضرت مهدى(ع) كه آغاز آن، ظهور حضرت وپايان آن، شكست تاريكى ها وظلم ها و نتيجه آن، برپايى حكومت عدل الهى ونهضت سبز مهدوى است.
مسلمانان بر اساس وعده هاى صريحى كه قرآن كريم بدان ها داده است، عقيده دارندكه طبق قانون خلقت وسنت آفرينش، تاريخ بر مبناى سنت هاى الهى ووعده هاى خدايى به پيش می رود، و اگر چند روزى دنيا به نفع ستمگران تمام شده، ولى سرانجام حكومت مطلق جهان به دست صالحان وحق پرستان خواهد افتاد وعدالت وامنیت بر اساس قانون خدا در سرتاسر جهان برقرار خواهد شد.
از آيات متعدد قرآن توبه، 32 و 33- نور، 55- غافر، 1 5- انبياء، 5 0 1 و106- قصص، 4- سجده، 28 و 29- صافات، 171 و 173- حج، 41 به خوبى استفاده می شودكه جهان روزى را در پيش داردكه حكومت مطلق دنيا به دست پاكان و صالحان خواهد افتاد و روزى راكه مسلمانان انتظار می كشند، همان روز قيام حضرت مهدى (ع) است.
اصل انتظارفرج از يك اصل كلى اسلامی مایه می گيرد، و آن، اصلِ حرمتِ يأس و نوميدى از لطف ورحمت خداوند است. آن چه از روايات به دست می آيد، انتظار فرج، نوعى عبادت است، ايمان به غيب است، اقرار به يگانگى جدا ورسالت پيامبر(ص) وپيشوايى امامان معصوم ع است، تلاش و سازندگى است، عامل مقاومت وپايدارى است، نوعى فرياد و خروشى از درون، و عدم پذيرش سلطه ها و اعتراض به زمامداران خودسر و خودپرست است.
دليل اين انتظار، همان نويدهاى صریح قرآن كريم وروايات معتبرى است كه مسأله ظهور حضرت مهدى (ع) و اميد به آينده را به عنوان وعده تخلف ناپذير الهى مطرح كرده اند. انتظار داراى دو بعد فكرى يا اعتقادى، وبعد عملى يا اجتماعى است ومعرفت وانتظار فرج است كه منتظر را در خيمه گاه امام عصر(ع) آماده به خدمت حفظ می كند. (1)
و اما انتظار اعتقادی معرفت امام، شرط صحت انتظار است. فضيل بن يسار از امام صادق (ع) درباره آیا (يوم ندعوا کل اناس بإمامهم، )(2) روزى كه هر مردمی را با امامشان می خوانيم، پرسيد.
حضرت چنين فرمود: اى فضيل آمام خود را بشناس، زيرا اگر معرفت امام خود را داشته باشى، جلو افتادن يا به تأخير افتادن اين امر زيانى به تو نمی رساند(3).
انتظار اجتماعی: همان انتظار در مقام عمل است . محصول انتظار اعتقادی انتظار عملی است.
برخوردارى از رحمت الهى، شامل حال منتظرانى است كه در جهت اجراى اوامر الهى از هيچ كوششى دريغ نمى ورزند و همواره تلاش می كنند وظايف اعتقادى خود را بشناسند و با تمام توان شان در جهت تحقق آن ها كوشش نمايند .
وامَا از جمله وظايف عملكردى منتظران، دعا براى تعجيل فرج، حفظ تقوى، تسليم محض به امام وزمينه سازى براى برقرارى عدل الهى است.

1- بحار الانوار ج 52 ص 126.
2- سوره اسراء 71.
3- کافی ج 1 ص 271.

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  شنبه دوم مرداد 1389 ;ÓÇÚÊ 17:25;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر