دیرگاهی دور و دراز ، زمین در انتظار بود و آسمان ، بی‏قرار ، کعبه ، آکنده از ازدحام ناخدایان کر و کور بود ؛ خانه‏ها تهی از آوای شوق و شور ، و دختران بی‏گناه ، آرمیده در زیر خروارها خاک خاموش و سرد هزارها گور !

دشت‏ها خسته بودند ، جنگل‏ها بی‏خورشید ، کوه‏ها ابری ، آسمان خاکستری و فصل‏ها سر در گریبان . چشمه‏ها تشنه بودند ، آفتاب غمگین ، پنجره‏ها خاموش ، جاده‏ها سوگوار و آدمیان ، سرگشته و حیران . کوچه‏ها غریب بودند ، لحظه‏ها سنگین ، نگاه‏ها منتظر ، زمین بی‏پناه و دل‏ها و جان‏ها بی‏سر و سامان .

و ناگهان ، بهار از راه رسید ؛ همچون خورشید ، و آتشکده «فارس» خاموش شد . بت‏ها سرنگون شدند و کنگره‏های قصر «کسرا» واژگون... مردی آمد از تبار هابیل ، در ربیع عام الفیل . و درخشید ؛ چندان که نورش به تمامت آفاق رسید و عالم از آن روشن گردید... آمد و پاکیزه بود ، و بی‏درنگ به ندای توحید ، زبان گشود .

آمد و «محمد» و «امین» شد

آمد و «محمد» نامیده شد ؛ نامی که پیش از او نبود ! تمام پیامبران و فرشتگان او را می‏ستودند و می‏ستایند ؛ که «کریم» و کرامتش زبانزد خاص و عام بود ؛ چنان که پروردگار بدین وصفش ستود .

در مکه ، چون وی را می‏آزردند ، به کوه‏ها پناه می‏برد و دل و جان به خدا می‏سپرد . خدیجه علیهاالسلام و علی علیه‏السلام همه این‏ها را می‏دیدند ؛ اما چون او را می‏یافتند ، می‏شنیدند :

«اَللّهُمَّ اهْدِ قَومی فاِنَّهم لا یَعلَمُون ؛ خدایا ! اینان را هدایت‏گردان ، که نادانند ».

مهرت را در دل‏هاشان افکن ، که نامهربانند... .

آمد و «رحمت» نامیده شد ؛ برای همه آفریدگان ـ از خوبان و بدان ـ ؛ چندان که به خیل کافران ، روی می‏آورد و در هدایتشان پافشاری می‏کرد . رنج‏ها و دردها می‏کشید ؛ ولی هرگز از مهربانی دریغ نمی‏ورزید .

آمد و «متوکل» نامیده شد ؛ که هماره به خدا اعتماد داشت ؛ نه به دنیا... روزی از دشمنانش کسی در گیر و دار نبردی او را ـ تنها ـ در حالی که خواب بود ، دید ؛ شمشیر بر وی برکشید و پرسید :

ـ چه کسی تو را از دست من نجات می‏دهد ؟

فرمود : خدا !

سپس آن کافر ، ترسان از این همه صلابت ، دست‏هایش لرزید و بر زمین فرو لغزید . آن‏گاه رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شمشیر در دست ، بازپرسید : کدامین کس ، ناجی‏ات می‏شود ؟

و صدایی لرزان شنید : بزرگواری شما !

آمد و «امین» نامیده شد ؛ چنان‏که «عبداللّه‏» بود ؛ «مصطفی» و... برترین پیامبر و آفریده است ؛ که آیینش مطابق فطرت آدمیان ، و معجزه‏اش بیان کننده هر چیز در هر زمان و مکان... و این است سرّ خاتمیت .

ولادت با سعادت نگین انبیاء سیدالمرسلین حضرت محمد مصطفی (ص) را به محضر مقدس آقا امام زمان (عج) و تمامی مسلمین چهان تبریک و شادباش عرض می نمایم .

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  پنج شنبه بیستم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 23:37;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  4 نظر

گريستن و گريانيدن و خود را به گريه كنندگان شبيه نمودن بر فراق آن حضرت

 گريستن و گريانيدن و خود را شبيه به گريه كنندگان نمودن در فراق آن حضرت و به جهت مصيبت‏ها و محنت‏ها و اندوه‏هايى كه بر او رسيده است از وظايف مؤمنان است و بر اين دلالت دارد به طور عموم و خصوص روايات متعددى كه در اين باب آمده، از جمله:
1- در مجلّد دهم بحار و غير آن از حضرت رضاعليه السلام آمده كه فرمود: هر آن كس كه مصيبت ما را متذكّر شود، پس به خاطر آنچه بر ما وارد شده است بگريد و بگرياند، روز قيامت با ما، در درجه‏مان خواهد بود و هر آن‏كه مصيبتمان برايش يادآورى شود، پس بگريد و بگرياند، روزى كه چشم‏ها اشكبار خواهند بود ديدگانش گريان نشود. [1]

2- در همان كتاب از امام صادق‏عليه السلام آمده كه فرمود: هر كس ما را ياد كند يا نزد او ياد شويم، پس از چشمش همچون بال پشه‏اى اشك بيرون آيد، خداوند گناهانش را مى‏آمرزد هرچند كه همچون كف دريا باشد. [2]

3- در حديث مسمع آن حضرت‏ فرمود: هيچ چشمى بر ما نگريد، مگر اين‏كه به ديدن كوثر متنعم گردد و هركس ما را دوست مى‏دارد، از آن خواهد نوشيد... . [3]

و نيز در حديث مسمع آمده كه امام صادق‏عليه السلام فرمود: پس هركس از روى مهر نسبت به ما و به خاطر آنچه از مصايب بر ما رسيده بگريد، جز اين نيست كه خداوند بر او رحمت آرد، پيش از آن‏كه اشك از چشمش بيرون بيايد و چون اشك‏هايش بر گونه‏اش جارى شود، اگر قطره‏اى از اشك‏هايش در جهنم بيفتد، آتش آن را خاموش خواهد ساخت، به طورى كه حرارتى براى آن نماند. [4]
4- در بحار از حضرت امام صادق‏عليه السلام آمده كه فرمود: هر كس ديده‏اش در راه ما گريان شود، به خاطر خونى كه از ما به ناحق ريخته شده، يا حقّى كه از ما سلب گرديده، يا حرمتى كه از ما هتك شده، يا به خاطر يكى از شيعيانمان، خداوند تعالى به خاطر آن اشك، سال‏ها جايگاهش را در بهشت قرار خواهد داد.[5]


ÇÏÇãå ãØáÈ...
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 10:40;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  2 نظر

 قيام، هنگام ياد شدن نام يا القاب آن حضرت

بپاخاستن هنگام ياد شدن نام يا القاب شريفه آن حضرت‏ ، كه سيره و شيوه شيعيان دوازده امامى بر همين اساس بوده و شاهد بر اين، اضافه بر تعظيم و احترام بودن اين عمل كه خود مطلوب است، روايتى است كه يكى از علماى اعلام در كتاب النجم الثاقب از سيّد عبد اللَّه نواده سيد نعمت اللَّه جزائرى آورده، كه در بعضى از روايات چنين يافته كه:

روزى حضرت صاحب الزمان‏ ارواحنا له الفداء در مجلس امام صادق‏عليه السلام ياد شد، پس امام صادق‏عليه السلام به منظور تعظيم و احترام اسم آن حضرت بپا ايستاد. [1]

مى‏گويم: براى اثبات استحباب بپاخاستن هنگام بردن نام شريف امام عصر ارواحنا له الفداء همين مقدار كافى است، به لحاظ قاعده تسامح، كه علماى بزرگوارمان بيان كرده‏اند.

و مى‏توان گفت كه در بعضى از اوقات واجب مى‏باشد، به خاطر بعصى از جهات، مانند اين‏كه اسم شريف آن حضرت يا يكى از القاب مباركش در مجلسى كه جمعى در آن هستند ياد شود، آن‏گاه همه اهل مجلس به احترام آن بپاخيزند و در اين حال، اگر كسى اهل مجلس بدون عذر از جاى برنخيزد، اين برنخواستنش، توهين و هتك حرمت آن حضرت‏ خواهد بود، كه ترديدى در حرام بودن آن نيست، زيرا كه توهين خداوند - عزّ شأنه - مى‏باشد، چنان‏كه پوشيده نيست.

[1] بحارالانوار، 278/44.

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 22:59;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  2 نظر

روز تشییع غریبانه تو بر بال فرشته ها

گویا واقعه‌ای رخ داده است که بادها این گونه پریشانند ، که رودها این قدر بی تابانه می‌خروشند ، که ابرها ناله کنان می‌گریند ، که زمین این قدر احساس غریبی می‌کند !

گویا واقعه‌ای رخ داده است که صدای بی تابی و ضجه فرشتگان ، در آسمان ها پیچیده ، که اندوه و غم ، بر در و دیوارها سایه انداخته ، که سامرا سر در گریبان حزن فرو برده !

شاید مصیبتی بزرگ ، دامن گیر خاک شده است .

آه ، ای یازدهمین ستاره درخشان عشق ! روشنان حضورت را از آسمان سامرا مگیر ؛ تاریکی ، افق های پس از تو را تاب نمی‌آورد .

سایه مهربانی‌ات را از سر دنیا نگیر ؛ دست های یتیمی خاک ، تا ابد به جست وجوی وجود بهارانه‌ات ، در به در خواهد شد .

اگرچه سخت می‌گذرد برایت ، اگرچه لحظه هایت سرخند و دلگیر ، اگرچه دورت حصاری کشیدند تا فاصله ای باشد بین تو و دنیا ، اگرچه دست های «معتمد»ها ، تو را پنهان کردند از چشم ها ؛ تنها از ترس حقیقت محضی که از خانه تو برخواهد خاست تا عدالت را در زمین فراگیر کند ، کسی که پاره تن تو بود و وارث بعد از تو ! سایه‌ات را از سرِ زمین مگیر !

هر چند دیوارهای فاصله «بنی عباس» بلندتر می‌شد ، عطر حضور آسمانی تو بیشتر منتشر می‌شد .

هر چه دایره محاصره «معتمد»ها تنگتر می‌شد ، میدان جاذبه عشق و محبت تو گسترده‌تر می‌شد .

تو در احاطه کینه‌ها و نفرتها ، در حصار جهل و دشمنی گرفتار بودی و آن گاه ، با سرانگشت معجزه و غیب ، بند از پای گرفتاران می‌گشودی .

آه ، مولا! ماجرای تو و کودک دلبندت ، آتشی انداخته بود به جان کوردلان که می‌پنداشتند می‌توانند حقیقت محتوم جهان را عوض کنند .

چه زیبا جانها را به عطر حضور یگانه فرزندت آشنا کردی ! چه زیبا فلسفه غیبت و ظهور موعود را بیان کردی ؛ جان ها هنوز در آتش انتظار موعود شعله ورند .

و امروز ، روز توست ؛ روز تشییع غریبانه تو بر بال فرشته ها ، روز رهایی تو از حصار «معتمد»ها.

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 1:29;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  4 نظر

عریضه به حضرت

مرحوم محدث قمى در منتهی الامال ، به نقل از تحفة الزائر ، علأمه مجلسى و مفاتيح النجاة ، سبزوارى مى نویسد : هركس حاجتى دارد ، آن چه را كه ذكر مى شود در يك قطعه كاغذى بنویسد و در ضريح يكى از ائمه علیه السلام بيندازد ، ياكاغذ را ببندد و مهر كند وخاك پاكى را گِل بسازد ، و آن را در ميان گِل بگذارد و در نهر و يا چاه آب يا بركه اى بيندازد ، با اين نیت كه ان شاء الله به خدمت حضرت صاحب الزمان ارواحنا له الفداء برسد و آن بزرگوار ، عهده دار برآورده شدن حاجت وى شود . عریضه اين چنين نوشته مى شود :

بسم الله الرحمنِ الرحيِم كتبت يا مولای صلواتُ الله علیك مُستغیثا مستعينا وشكوتُ ما نَزول بى مستَجیرا بالله عزوجل ثم بک من امر قد دهنی واشغل قلبی واطال فکری و سلبی بعقر بعض لبی و غیر خطیر نعمة الله عندی اسلمنی عند تخیل وروده الخیل وتبرء منی عند ترآئی اقباله الی الحمیم و عجزت عن دفاعه حیلتی وخاننی فی تحمله صبری وقوتی فلجات فیه الیک و توکلت فی المسالة لله جل ثناؤه علیه و علیک فی دفاعه عنی علما بمکانک من الله رب العالمین ولی التدبیر و مالک الامور واثقا بکفی المسارعة فی الشفاعة الیه جل ثناؤه فی امری متیقنا لا جابته تبارک وتعالی ایاک باعطائی سؤلی وانت یا مولای جدیر بتحقیق ظنی و تصدیق املی فیک فی امر کذاوکذا.

و به جاى "كذا ، نام حاجت خود را ببرید و در ادامه بنويسد :

فیما لا طاقة لی بحمله ولا صبر لی علیه وان کنت مستحقا له ولا ضعافه بقبیح افعالی وتفریطی فی الواجبات التی لله عزوجل فاغثنی یا مولای صلوات الله علیک عند الکهف اللهف وقدم المسالة لله عزوجل فی امری قبل حلول التلف وشماته الاعداء فبک بسطعت النعمة النعم علی واسئل الله جل جلاله لی نصرا عزیزا و فتحنا قریبا فیه ببلوغ الامال و خیر المبادی و خواتیم الاعمال والامن من المخاوف کلها فی کل حال انه جل ثناؤه لما یشاء فعال و هو حسبی و نعم الوکیل فی المبدء والمال. [1]


ÇÏÇãå ãØáÈ...
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  دوشنبه دهم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 1:4;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  3 نظر

آدینه این وازه آشنای قدیمی که عمری است انگار همسایه دیوار به دیوارمان است . با او انس گرفته ایم .

خانه اش کنار دلمان است . وحیاط خانه اش پر است از گلهای نرگس... 

آدینه باغبان دارد ، گل دارد .

آدینه گذشته دارد ، حال دارد و آینده دارد .

آدینه انتظار دارد...

ولی ای کاش پایان داشت امّا پایان دارد...

آری....

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  جمعه هفتم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 21:4;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  یک نظر

عرض حاجت به حضرت

 دادخواهى و توجه نمودن و عرضه كردن حاجت بر آن حضرت از تكاليف عصر غيبت بر شمرده شده است.

حضرت مهدى ارواحنا له الفداء فريادرس است و در زيارتى كه از حضرتش روايت شده است آمده كه: دادرس كسى است كه از او دادخواهى كنند در زيارت جامعه نيز آمده است كه: فازَ من تمسک بكم و امن مَن لجَا الیکم [1]هر كس به شما تمسك جست رستگار شد و هر كس به شما پناه آ ورد، ايمن گشت.

استغاثه و عرض حاجت به آن حضرت به زبان خاص و چگونگى معين و وقت مخصوصى مقيَد نيست . بلكه آن چه در اين باب مهم است، اصلاح دل، توجه كامل، توبه از گناهان، يقين ثابت و اعتقاد راسخ است.

براى اسغاثه و عرضه كردن حاجت، دعاها و رقعه هايى وارد شده كه شايسته است به انضمام آن چه ياد كرديم، به كار گرفته شوند تا در تقرب به آن حضرت و محبوب شدن نزد او مؤثرتر گردد. [2]

 
[1] بحار الانوارج 102، ص 130.

[2] مكيال المكارم، ج 2، ص 387 (ترجمه سيد مهدى حائرى قزوينى).

بر گرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 20:12;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  7 نظر

یک آهوی بی پناه

دیوارهای شهر ، غربتی بزرگ را آینه دارند ؛ غربتی به وسعت تاریخ تشیع ، غربتی به عظمت اشکهایی که در بدرقه ثامن الحجج جوشید.

آفتاب ، گویا که دستار سیاه بر سر نهاده است !

توس را هیچ گاه این گونه ملتهب و مصیبت زده ندیده بودند .

طومار بلند تقدیر ، شعله شرم بر خویش نهاده بود .

صحرا جز سنگ مصیبت ، مرهمی بر زخم سینه نداشت .

آهوان دشت را ضامنی نبود که مانع بندهای صیاد شود .

کبوترانی که تا دیروز ، خانه او را طواف می‌کردند ، امروز صدایش را در کوچه‌های توس گم کرده‌اند.

مولای من!

حَرَمَت حُرمت این خاک است و صحن و سرایت ، آینه دار بهشت .

تو در این خاک ، قلبی تپنده شدی .

دستانم ، سال هاست که حریم تو را برای دعا می‌شناسد و دلم مدت هاست که دخیل پنجره‌های اجابت توست.

آه ، ای پناه بی پناهان!

تو بارقه‌ای از نور مطلق خداوندی که بر زمین ، به قصد هدایت غافلان تابانده شده است .

فرا رسیدن سالروز شهادت هشتمین ستاره سپهر سروری و سیادت ، تجسم رأفت و رأفت مجسم ، حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام را به محضر مقدس حضرت ولیعصر (عج) ، مقام معظم رهبری و تمام شیعیان جهان تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  دوشنبه سوم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 17:1;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  یک نظر

عرض اعمال

بر اساس روايات ، اعمال شيعيان در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه بر امام زمان ارواحنا له الفداء عرف مى شود .

در اين صورت لازم است انسان ، مراقب باشد عملى را مرتكب نشود كه حين عرضه اعمال ، باعث شرمندگى او نزد امام شود و آن وجود مقدس را برنجاند .

از امام مهدى ارواحنا له الفداء روايت شده كه : اعمال امت در هر دوشنبه و پنج شنبه بر پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم عرضه مى شود ، پس به آن آگاه مى گردد . همچنين بر ائمه علیه السلام عرضه مى شود و به آن علم پيدا مى كنند. [1]

روايات در باب عرضه اعمال به حضرات ائمه علیه السلام به حد تواتر است ، ولى مضامين آن ها از نظر كيفيت و وقت عرضه متفاوت است : هر بامداد ، هر پنج شنبه و دوشنبه ، هر پنج شنبه ، اول هر ماه و به روايتى نيمه شعبان ، همه اعمال دوران سال بر حضرات معصومين علیه السلام عرضه مى گردد . [2]

عبدالله بن ابان زيات مى گويد : به حضرت رضا علیه السلام عرض كردم كه براى من و خاندانم دعايى بكنيد . حضرت فرمودند : مگر من دعا نمى كنم به خدا سوگند اعمال شما در هر روز و شبى بر من عرضه مى شود ، لذا در هر مورد كه مناسب باشد دعا كنم .

عبدالله مى گويد : از اين حرف امام تعجب كردم . امام وقتى متوجه تعجب من شدند ، فرمودند : آيا كتاب خداوند را نمى خوانى ، آن جا كه مى فرمايد : وقل اعملوا فسيرى الله عَملکم ورسوله والمؤمِنون [3] ، و نيز نقل شده كه روزى امام صادق علیه السلام خطاب به مردى كه در مجلس آن حضرت حضور داشتند ، فرمودند : چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را از خود مى رنجانيد ؟ شخصى از حضرت سؤال كرد : يابن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ما چگونه رسول خدا را ناراحت مى كنيم ؟ حضرت فرمودند : مگر نمى دانى كه اعمال شما بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرضه مى شود ، پس اگر معصيتى در اعمال شما مشاهده نمايد ، باعث ناراحتى خاطر او خواهد شد .

پس با اعمال بدتان پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را ناراحت نكنيد ، بلكه سعى كنيد با اعمال خوبتان او را مسرور سازيد . [4]

[1] نجم الثاقب، باب يازدهم .

[2] معارف و معاریف؟ ج 7، ص 337.

[3] سوره توبه 105، منبع حديث كافى ج1 كتاب الحجة.

[4] نشريه موعود شماره 18، ص 72.

بر گرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  دوشنبه سوم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 14:38;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  2 نظر

اعتراض خاموش

اى کریم اهل بیت ! از اعتراض خاموشت مى نویسم که چون نجابت گل هاى محمدى ، عطر ایمان را در فضاى تنگ زیستن منتشر کرد ؛ آنجا که مظلومیت تو ، بى وفایى و سستى یارانت را تنهایى به دوش کشید.

از تو مى نویسم که زهر خیانت ، لخته هاى جگرت را از گلوى حق پرستت سرریز کرد و خاک مدینه به خون غربت بخشنده ترین شاخه امامت آشنا شد.

آن که بر زانوان پیامبر مى نشست تا با بوسه اى از نفس هایش جان رسول الله را تازه کند ، اینک راه نفس هایش با مکر زنانه اى خاموش شده است .

آن روز که بخشندگى دستانت بر سر زبان ها افتاده بود ، تشت ابلیس براى جان عزیزت دهان گشود و تو کریم تر از آن بودى که جعده را از معامله با معاویه مأیوس کنى !

آن جگر پاره ، تلخى صلحى بود که ناخواسته فرو داده بودى و اکنون به سرنوشت دانسته خود تن مى دهى تا بقیع که چون سالى ، دست خود را براى گرفتن جسمت گشوده است ، ناامید باز نگردد.

امشب ، زمین بر طبل مصیبت مى زند و این صداى قلب زمین است که در خاموشى تو فرومى ریزد .

دیگر تمام شد طعنه ها و تفسیرهاى ناحق .

اى هم بازى حسین و پیامبر ، دیگر تمام شد !

صبرت برتر از زبان شمشیر بود .

هواى شایعه ، مسموم تر از زهرى است که به کامت چشانده اند . این بار ، شمشیرها جنس دیگرى دارند و آن کلمات شیطان زده آل سفیان است که تو را وارونه جلوه مى دهند ، اما وارونگى آینه ، تأثیرى در تصویر حقیقت نمى گذارد .

اى ترازوى عدالت على علیه السلام !

آن هنگام که دارایى خود را به دو نیم مى کردى ، ذوالفقارى را مى دیدم که جهان را با تیغ تقوا و مظلومیت و کرمش به هیچ مى گیرد.

تاریخ مى داند فرو خوردن خشم و طعن و کنایه ، چه دردى است!

مدارا و فشردن دندان روح بر آنچه مى دانستى و دم نمى زدى ، صبر جمیلى بود برتر از زبان شمشیر.

شکسته باد دست هایى که با تو بیعت کردند و انصاف را شکستند!

گرچه تو بر شکستگى عادت کرده اى ؛ همان روزها که پهلوى زهرا علیهاالسلام و فرق على علیه السلام را شکستند ، فهمیده بودى که در مسلک على ، فریاد در چاه و نخلستان ، انفجار روح بزرگى است که عظمت حقیقت را تماشا مى کند ، ولى رسالت او سیاستى است که در آن تنها «مصلحت دین» اجرا مى شود. اینک ، کارگردان غیب ، نقش تو را در پرده آخر ، «شهید» مى نویسد ؛ یعنى صدور جواز عبور از عرش و پیوستن به محبوب ازلى .

اى کریم اهل بیت ! قلب اندوهگینمان در عزاى تو ، دیدار و شفاعتت را در قیامت مى طلبد تا طعم بخشندگى تو را دریابیم .

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  یکشنبه دوم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 19:48;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  یک نظر

خاتم مهربانى

دست هایم فصل کوچت را چگونه تحریر کند ، اى پیام آور زیباترین روزهاى جهان!

دیوارهاى حرا ، هنوز طنین نیایش هایت را جار مى زند. خشت خشت کعبه از تو مى گوید ؛ از تو که دسیسه هاى کفار را به هیچ گرفتى و مصمم و پرشور ، ایمانت را فریاد کردى . آفتاب تا ابد چشمان پیامبرى ات را وام دار است.

یا محمد! پنجره در پنجره ، باران سوگوارى توست که هواى این حوالى را مى آشوبد.

اى خاتم مهربانى و عشق !

اعجاز نگاهت را بر افق هاى پرستاره بسیار دیده ایم و ستاره به دامن ، بازگشته ایم.

نامت ، بت هاى زمین را به خاک مى افکند . از تو که مى گویم ، بادهاى کافر ، کلمات روشنت را مسلمان مى شوند .

سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند !

رفته اى و کوچه هاى مدینه ، سر بر شانه هاى هم مویه مى کنند .

تویى که چشمه هاى بى شمار ، از ردّ قدم هایت سر برآورده اند .

تویى که آیه هاى پیغمبرى ات را هیچ کلامى تشبیه نمى تواند .

بزرگوارى ات ، زبانزد عابران تاریخ است .

اى امین دل هاى دردمند !

حالا که رفته اى ، تاروپودمان را طوفان اندوه در هم مى پیچد.

رحلت جانگداز  حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) را به محضر حضرت (عج) ، مقام معظم رهبری و تمامی مسلمانان جهان  تسلیت و تعزیت عرض می نمایم .

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  یکشنبه دوم بهمن 1390 ;ÓÇÚÊ 19:30;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر