نمی‏دانم در امتحان تو از قبول‏شدگانم یا نه؟

اما کارنامه لرزان چشم ترم را بر گونه‏هایم ببین که توان سیلی خشم تو را ندارد.

اکنون که نشستن بر خوان روزه تو، قلبم را شکننده کرده است، بازگشته‏ام تا به مُهر تأیید، مِهر و امید را از تو طلب کنم.

مبادا پس از امروز، در روزمرگی‏ها غرقه شوم و عهدم را با تو تا رمضانی دیگر نگاه ندارم!

عید فطر، منزلی است برای پوشیدن بهترین لباس روح در موسم دیدار تو، تا مگر پسندت افتم و در بند بندگی‏ات اسیر شوم.

****

در تنگنای روزمرگی، از پشت جاده‏های تاریک گناه و وسوسه،به دست‏های پر نیازمان آموختیم که تنها رو به آسمان بی‏کران کرامت و مهربانی تو دراز شوند و در ورای سیاه‏ترین لحظه‏های تنهایی، به امید نور روشن درگاهت، به انتظار بنشینند.

پروردگارا!

زنگارهای سیاه دل را در جام طلایی رمضان شست‏وشو داده و با روحی تطهیر شده از هر آنچه ناپاکی،به سویت می‏شتابیم.

خدایا!

در ناب‏ترین ثانیه‏های راز و نیاز با تو، میهمان سفره‏های رنگینت بودیم و در تپش نبض تند زمان، چه زود،بدرقه کردیم روزهای روزه‏داریمان را و حالا با روحی سرشار از معنویت و دل‏های لبریز از مهر تو، دست‏های در هم گره شده‏ای که بوی وحدت می‏دهند و شعارشان همدلی است،با قدم‏های استواری که مقصدشان یک‏پارچگی است، به استقبال روز موعود می‏شتابیم؛

در شکوه و عظمت نماز عید، غرق شده و با رمضان وداع می‏کنیم.

فرشتگان آسمان،رشک می‏برند به این همه یکرنگی و اتحاد ما.

****

عید فطر.. عید پایان یافتن رمضان نیست.. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است.. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش.. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم.. اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم.. عید فطر عید ما نیست.

*****

سلام بر تو ای بزرگترین ماه خدا سلام بر توكه قبل از آمدنت، در آرزویت به سر مى‏بردیم و پیش از رفتنت بر هجرانت محزونیم.سلام بر تو كه دیروز چه سخت بر تو دل بسته بودیم و فردا چه بسیار شایق تو مى‏شویم!

بارالها! پایان یافتن این ماه را پایان یافتن خطاهایمان قرار ده و به دنبال خارج شدنش، ما را از بدی‌هامان خارج كن و ما را از سعادت‌مندترین اهل این ماه به آن و پرنصیب‏ترین آنان در آن و بهره‏مندترین ایشان از خودت قرار ده

****

عید فطر، روز جشن است، جشن نزدیکی و قرب به بارگاه الهی، جشنی که به مناسبت پایان یک ماه عبادت مخلصانه برگزار می شود. به راستی که عید فطر، روز بازگشت به فطرت، بازگشت به خدا، اتصال به آسمان و مروج به عرش اعلی است. عید فطر نمادی از پرواز انسان به ملکوت معنویت است.

و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم ....

 اللهم عجل لولیک الفرج

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 ;ÓÇÚÊ 11:40;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  2 نظر

سوره فتح

آيه 28:ليظهره علي الدين کله و کفی بالله شهيدا...

امام صادق علیه السلام در تفسير اين آيه شريفه فرمودند: اين آيه در حق قائم اهل محمد علیه السلام نازل شده است... " [1]

ناگفته نماند، آياتى كه به وجود مقدس مهدى موعود ارواحنا له الفداء و ظهور مبارك آن حضرت تأويل شده است فراوان است. كسانى كه طالب تفاصيل بيشترى هستند مى توانند به كتاب هاى بحارالانوار ج51، "الزام الناصب "، موعود قرآن وكتب تفاسير مراجعه فرمايند.

[1] المحجة ص 208

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 ;ÓÇÚÊ 9:11;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

«دریا هنوز به جرعه‌ای که تو از چاه خورده‌ای حسادت می‌کند».

تو تنهایى ، در میان این‌‌همه مردم روی زمین تنها هستى ، ازآن‌رو که به هیچ‌کس شباهت ندارى ، ازآن‌رو که هیچ‌کس را یارای مانند تو بودن نیست. هیچ‌کس را یارای پا به پای تو آمدن نیست. تنهایى ، همان‌گونه که خدا تنهاست و بی‌شریک و بی‌شبیه و بی‌همتا.

کاش زخم بر جان تنهایى تو نزنند. کاش این‌همه معصومی چون تو را نیازارند. کاش جهل و کفر سرکششان را اندکی در جوار مهر و حقیقت تو مهار کنند تا این‌همه تو را به تأسف و حسرت بر حال خویش واندارند. تا این‌همه قلبت را به درد نیاورند. تا این‌همه آه نکشى ، اما در این میانه خوشا به حال چاه بی‌صدایی که بغض‌های تو را دور از چشمان بخیل روزگار در آغوش می‌کشد و درد دل‌های تو را می‌شنود.

آه ، ای راز سر به مهر! چرا پرده از راز خویش برنمی‌دارى؟ بگذار این‌همه مردمان غافل سردرگم بدانند ، مردی که شب‌ها نان تمام شهر را بر دوش می‌کشد و سفره‌هایشان را به بزم رونق می‌برد ، همین مردی است که روزها به طمع بیت‌المال ، عدلش را سرزنش می‌کنند و در تنگناها و فتنه‌ها تنهایش می‌گذارند. بگذار بدانند مردی را که برای جنگ‌های ناخواسته ، بی‌دلیل نفرینش می‌کنند ، همین سایه معصومی است که شب‌ها در خانه بیوه‌زنان و یتیمان را می‌کوبد و لبخند شادی بر رخسار گرسنه‌شان می‌نشاند.

اماما! هنوز که هنوز است ، اشک یتیمان را به یاد تو به یاری می‌شتابیم و سفره‌های بینوایان را به اقتدای تو نانی انفاق می‌کنیم. هنوز هم سجده‌‌گزاران سحرخیز، خدا را با نام تو سوگند می‌دهند برای اجابت دعایشان و شب‌بیداران استغفارگو راه و رسم تو را ادامه می‌دهند ، در تهجد و اشک ریختن نیمه‌شب.

نام تو را بر مأذنه‌ها بانگ می‌زنیم و روزگارمان متبرک می‌شود. نام تو را در شب‌های قدر زمزمه می‌کنیم و پروردگار گناهانمان را می‌بخشاید. نام تو را بر سردر خانه‌ها نقش می‌کنیم و زندگی با تمام مصائبش بر ما شیرین و آسان می‌گذرد. سلام بر نام تو! این الفبای مختصر که کلید رستگاری و سعادت است.

آری ما را بر عظمت و شناسایی آن راهی نیست ، تنها می توان در زیر باران رحمت "لیله القدر" ایستاد تا برما ببارد و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد. خدایا قدر ما را به قدر مولا علی نزدیک فرما خدایا ، بحق شهید شب های قدر تقدیر ما را محبت و ولایت و پیروی راه مولا علی علیه السلام رقم بزن آمین .

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  پنج شنبه نوزدهم مرداد 1391 ;ÓÇÚÊ 18:27;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

ای حسن بی‏نهایت!

طراوت پندارت را با کدام گلستان بگوییم که شکفته نشود؟

وقار نگاهت را با کدام کوه بگوییم که سر به تعظیم ، خم نکند؟!

تو از گفت ‏گوی مهتاب آمده ‏ای ؛ با کلامی که خورشید می‏پاشد.

در معطر صدایت ، نفس تازه می‏کنیم و آینه‏ های حضورت را به استقبال ، شکوفه می‏پاشیم.

 تو که آمدی ...

ستاره‏ها تکثیر می‏شوند و آفتاب ، در شب ‏های تاریک رخنه می ‏کند.

همه پیراهن‏ ها ، بوی یوسف می‏گیرند و کبوتران از سقف خانه ‏ها لبریز می‏شوند.

آسمان ، آن‏قدر آبی می‏شود که آب‏ ها از یاد می ‏روند.

زندگی از لبخند تو آغاز می ‏شود و باران ‏ها ستاره می ‏بارند بر ایوان ‏های تاریک مانده ما. با آمدنت، غروب‏ها کوتاه و کوتاه‏تر شدند و آفتاب ، بلندتر از همیشه ، بر پنجره‏ های ما پدیدار شد.

تو که آمدی ، گریبان‏ های غریب ، بغض شدند و اشک ها ، باران‏ های بهاری. جاده ‏ها عاشقانه به تو ختم شدند و همه راه ‏ها ، صراط مستقیم.

بهارها در حاشیه سبز نام تو جان گرفتند.

تو که آمدی ؛ غربت از تنهایی درآمد و عشق ، در سینه‏ های کوچک ما جوانه زد.

پرنده‏ های بی ‏آشیانه بر شانه‏ هایت آشیان گرفتند و درخت ‏ها به برکت نفس ‏های معطر تو شکوفه زدند و سیب شدند.

با آمدنت ، بوی علی در کوچه ‏های غم ‏زده کوفه جاری شد و صدای گریه ‏های کودکانه ‏ات ، در صدای بال فرشتگان پیچید تا شب‏ها ، با لالایی آرام تو ، کائنات به خواب بروند.

چشم ‏هایت ، دورترین افق ‏ها را روشن کرده است.

سینه‏ ات ، اقیانوسی است که همه اندوه‏ های عالم را پذیرا خواهد شد.

با تو ، دنیای پدرانه علی علیه‏السلام ، رنگین‏ تر و تنهایی ‏اش با رنگ مهربانی تو پُر خواهد شد. تو که آمدی ، آبشارها همه قد کشیدند تا در تن تو ، خودشان را تطهیر کنند و رودخانه ‏ها به دنبال کوچه خانه پدری ‏ات دویدند تا بوی قدم‏ هایت را به دریاها سوغات ببرند.

از نام تو ، تنهایی می ‏تراود و پرنده ‏ها با آسمان آشتی می‏ کنند.

چشمه‏ ها در تشنگی کویر ، جاری ‏اند تا عطش تنهایی تو را تا کربلای غریب برادرت ببرند.

تو آمده‏ ای تا منادی عشق و مهربانی در دلتنگی دورترین کوچه ‏های شب ‏زده باشی.

رمضان معطر شده است از عطر خوش‌ بوی یاسمن اهل بیت علیهم السلام، از حُسن «حسن» که گام بر گستره زمین نهاده و جهانی را منور ساخته است.

آری! در نیمه رمضان، نور حق جلوه کرده است و دومین امام نور، پای بر زمین نهاده و آن را متبرک کرده است. میلادش مبارک

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  جمعه سیزدهم مرداد 1391 ;ÓÇÚÊ 18:14;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

سوره عبس

 جوار الكنس يعنى ستاره هاى سياه كه در برابر شعاع آفتاب پنهان مى شوند . روايت است از امام باقر علیه السلام در تفسير دو آيه شريفه : فلا اقسِمُ بالخنس الجوار الکنس [1] كه فرمود : مراد از آن ، امامى است كه غايب شود در سنه 260 وسپس ظاهر شود مانند شهاب درخشان در شب تاريك [2] .

[1]سوره عبس آیات15 و 16

[2]نجم الثاقب باب دوم.

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 ;ÓÇÚÊ 22:44;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  یک نظر

سوره صف

فتح از القاب حضرت و به معناى پيروزى است.

در تفسير على بن ابراهيم آمده است: آيه مباركه نصر من الله و فتح و قريب[1] اشاره دارد به فتح حضرت قائم ارواحنا له الفداء[2]

در روايات آمده است كه در آيه شريفه، والله متم نوره [3] نور به ولايت قائم ارواحنا له الفداء و به ظهور آن حضرت اشاره دارد.

[1] سوره صف 13

[2]نجم ا لثاقب، باب دوم.

[3] سوره صف 8

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  یکشنبه هشتم مرداد 1391 ;ÓÇÚÊ 3:8;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  بدون نظر

سوره شمس

شيخ فرات بن ابراهيم در تفسير خود روايت كرده از امام باقر علیه السلام كه فرمود : حارث اعور عرض كرد به امام حسين علیه السلام كه : يابن رسول الله فداى تو شوم مرا از قول خداوند "و الشمس و ضحيها [1] خبر ده . فرمود : "واى بر تو اى حارث اين محمد ، رسول خدا است ". گفتم : "فدايت شوم معناى قول خداوند و القمر اذا تليها ، [2] چيست ؟ " فرمود : "اين اميرالمؤمنين ، على ابن ابى طالب (ع ) است كه در پى محمَد صلی الله علیه و آله و سلم آمده . " باز گفتم : "قول خداوند و النهار اذا جليها[3] چيست ؟ گفت : اين قائم آل محمد علیه السلام است كه زمين را از عدل و داد پر مى كند و نيز در تفسير على بن ابراهيم روايت شده از امام باقر علیه السلام كه فرمود : در آيه شريفه "و النهار اذا تجلى " [4] نهار" آن قائم از ما اهل بيت است كه هرگاه بر خيزد ، بر دولت باطل غلبه مى كند... "

[1]سوره شمس1

[2]سوره شمس 2

[3]سوره شمس 3

[4]سوره ليل، 2

برگرفته از سایت مهدی نت

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  جمعه ششم مرداد 1391 ;ÓÇÚÊ 3:34;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  3 نظر

باز آمدی به بزم باده نوشان شکیبا که دلارام عاشقان شوی.

باز آمدی که دل بری و جان بیاوری و نسیم صبح صفا در گیسوی مهرخان بیفکنی.

چه مهربان یار و چه نیکو انیس و چه زیبا ندیم منی ای اهل غمزه و اغماض، ای ماه بی مثال!

ندیم بدی بودم و ندیده انگاشتی و باز به سراغم آمدی!

دوباره مرا به میهمانی ملکوت می خوانی و شرم، زبان اجابتم بسته است و بغض حسرت از گذشته ی خویش، راه رهایی از نای بی نوایی ام می کاود.

جفا کردم، از تو وفا دیدم.

دیده به رویت بستم و ابواب عفو به رویم گشودی و عاشقانه سفیر رحمت دلدارمان شدی.

اشک انابه و لهیب دل و التهاب نگاهم ببین و ببخشای و سلام صمیم مرا دوباره پذیر و نامه ی ضیافت از من دریغ مدار!

تو رسول نگار و عشوه ی عرش و کرشمه ی احسان حبیب من و بشارت عنایت اویی.

ای ماه دلارای صائمان، رمضان!

به سراچه ی قلب غریبم خوش آمدی!

مهجوری من از راه فائزین قدر، حرمان هماره من است و دلجویی تو می جویم.

سحرت را دوست می دارم و هلالت بسان ابروی یار است و شبانگاهت عطر نیایش مولا دارد.

عطش تو عاشورایی است و صیام، میثاق ما با قیام یاران نینواست.

غروب تو، طلوع فرحت ایمانیان است و خرسندی دوست؛ و طلوعت غروب رذیلت و ریمنی در آفاق انفاس روزه دار.

رمضان، ای موسم غفران و غوغای عفو!

تو ضیافت جمع علی جویان و محفل انس عاشقان مولایی!

عطشناکی ما در رۆیت هلال تو، عطش دیدار امیر عدل و عاطفه، علی (ع) است.

نکهت ولایت از لحظه های آسمانی تو می خیزد و جان را به جنان والیان می خوانی.

عجبا از این ضیافت عظما و محفل زیبا و نشور بی همتا!

اینک آیا بانگ چاووش رحمت را می شنوی؟

مباد از کاروان نیایشگران و نمازگزاران و سخا صفتان جدا افتی و ندیم حرمان و حسرت شوی.

در ماه مهرورزان و در ساحل زیبای ایمانیان، آماده ی آن شو که تن به دریای ناپیدا کرانه ی قدر بسپاری و همپای طاهران در وادی فطر پا گذاری و آنگاه به مدینة الایثار عاشورا رسی.

پروردگارا!

صیام و افطار و سحر و نیایش و نماز و قنوت و سجود و رکوع مان، بهانه ی تماشای یک نگاه ناز توست؛ دریغ مان مدار. تشنه ی آب و گرسنه ی طعام نیستیم.

ما تشنه دیدار توییم ای نور زمین و سماوات!

سیه روییم و در سپیدی بحر عنایت خویش، غسیل مان کن و با دلی پاکیزه بر خوان ضیافت رمضان، اذن جلوس مان ده.

شکرا که انتظاری تلخ به سرآمد و وصل شیرین یار، حاصل شد.

اینک سپیده، غالیه دان عطر نیایش می شود.

عطش رمضان، تذکار عطش عاشوراست.

لب های خشک روزه داران، حسین (علیه السلام) را زمزمه می کنند.

تلظی کام تشنگان، شوق وصال دریای ایثار اباالفضل (ع) در ساحل ارادت است.

رمضان، مقدمه ی محرم است.

قدر، دروازه ی شهر نینواست.

صیام، طلیعه ی قیام است و صائمین، طلایه داران سپاه قائم آل یاسین (عج).

در بهار وصل سالکانیم و توفیق حضوری دوباره در حلقه ی صالحان و دلدادگان دلارام یافته ایم و این شایان شکر در آستان خالق است.

دل هایمان را فرش راه یار می کنیم و با سوز عاشقانه و ترنم واژه های زلال وحی، قدوم بهار یاران و فصل وصل بهاری دلان را خوشامد می گوییم.

در ماه قربت و غفران، حجاب های ظلمت و نور، زدوده شده، جمال بی مثال نگار در رواق دیدگان دلدادگان، هویدا خواهد شد. بیایید حضورمان در میهمانی خدا را باور کنیم، غبار خود از خود بروبیم و در جریده ی رمضان ثبت نام کنیم.

یاران رمضان و یاوران عاشورا!

گوارایتان باد خوشگواری ضیافت نور.

به یاد داشته باش که اکنون مولای تو، صاحب الزمان نیز روزه اش را در جایی از این زمین پهناور می گشاید و بی شک بر سفره افطار خویش، تمام مۆمنان را دعا می کند. به یاد داشته باش... دلت را به سوی او روانه کن و برای سلامت و ظهورش، در این لحظات، بیش از هر وقت دیگری دعا کن.

ای میهمانان ملکوت! التماس دعا.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  سه شنبه سوم مرداد 1391 ;ÓÇÚÊ 13:14;  ÊæÓØ بنفشه کامرانی ;  2 نظر